خانه » روان شناسی مدیریت و ارتباطات » چرا به شدت مضطرب و نگران هستم؟

چرا به شدت مضطرب و نگران هستم؟

اغلب بدون هیچ دلیل واضحی، مضطرب هستم. گویی دائماً در حال تشویش و نگرانی به سر می برم. گاهی آن قدر مضطرب می شوم که احساس می کنم تمام بدنم تحت فشار است. خیلی وقت ها نمی توانم روی چیزی تمرکز کنم؛ حتی ساده ترین کارها هم برایم غیرممکن می شود. به راحتی خواسم پرت می شود و به شدت بی حوصله و آزرده می گردم.

تحلیل

احتمالاً احساس می کنید که تسلطی بر اوضاع ندارید. بر این باورید که هر چیز می تواند در هر زمان و هر مکانی اتفاق بیفتد. این باور می تواند حس نگرانی شدیدی را در شما به وجود آورد، گویی منتظر فاجعه ای هستید که بدون هیچ هشداری گریبانگیرتان خواهد شد. نگرانی و تشویشی که به وجود می آید گاهی باعث ناتوانی شما می شود.

شاید تا کنون متوجه شده باشید در موقعیت هایی که کاملاً بر همه چیز تسلط دارید و از بابت هیچ چیز نگران نیستید، ممکن است هیجان داشته باشید اما هیچ گونه نگرانی نخواهید داشت.

در موقعیت هایی که کنترل امور از دستتان خارج شده است و خطری شما را تهدید می کند، میزان اضطراب و نگرانی تان بالاست. در چنین شرایطی است که واکنش شما به شکل جنگ یا گریز است، واکنشی که معمولاً در هنگام رو به رو شدن با بحران های زندگی رخ می دهد. حفظ این نوع نگرانی ها و اضطراب های دائمی باعث بروز مشکلات تهدیدکننده ی سلامت روح و جسم می گردد.

کمترین کاری که می کند این است که انرژی شما را تحلیل برده و باعث می شود تا از نظر جسمی و روحی خسته شوید. ریشه های شوک های ناشی از ترس در همین جاست. این شوک ها به دلیل احساس ناتوانی و غوطه ور شدن در مشکلات پدیدار می شوند.

حس عدم کنترل در زندگی، به دلیل فقدان اعتماد به توانایی هایتان به وجود می آید. شما به خود شک دارید و مطمئن نیستید که در هنگام بروز مشکلات و بحران های زندگی، توانایی و ظرفیت لازم را برای مقابله با چنین شرایطی داشته باشید. درست مانند فردی نحیف که می ترسد در کوچه ای تاریک تنها قدم بزند، شما هم احساس می کنید از نظر روحی آمادگی اداره کردن خود را ندارید.

راهکار

.:۱:. به طور منظم ورزش کنید.

نگه داشتن بدن در شرایطی که دائماً آماده ی جنگ و گریز باشد، سریع ترین راه برای غلبه بر ضعف، خستگی و بیماری است. با پیدا کردن یک نوع فعالیت جسمانی که از انجام آن به طور منظم و متناوب لذت می برید، خود را از قید این گونه فشارهای عصبی برهانید: پیاده روی طولانی مدت، دویدن، دوچرخه سواری، شنا، یوگا، بدمینتون، ژیمناستیک و یا نرمش در باشگاه های ورزشی از جمله ی این فعالیت ها هستند.

عجیب این که یکی از بهترین راه های از بین بردن خستگی در پایان یک روز خسته کننده ی کاری، فعالیت های ورزشی شدید است (اما نه به اندازه ای که زیاده روی تلقی شود). کارهایی انجام دهید که باعث به جریان افتادن خون در بدنتان شود. با این کار، استرس و فشارهای عصبی را از خود دور خواهید کرد.

.:۲:. بدانید که شما قادر به کنترل هر چیزی نیستید.

شما می توانید خیلی چیزها را کنترل کنید و در عین حال کنترل کردن بعضی از مسائل هم از عهده تان خارج است. اگر هدیه ای برای همسرتان می خرید می توانید پیش بینی کنید و امیدوار باشید که واکنش خوشایندی از جانب او خواهید داشت، اما نمی توانید به طور صد در صد مطمئن باشید که این اتفاق می افتد. اگر مجبور شوید به کارمندتان بگویید که موعد تحویل پروژه ای یک هفته جلو افتاده است، می توانید طوری برنامه ریزی کنید که کارها با آرامش پیش برود، اما نمی توانید تضمین کنید که آن ها از برنامه ریزی شما استقبال کنند.

سعی کنید در شرایط سخت، انعطاف داشته باشید. هر کاری از دستتان برمی آید انجام دهید و بعد آماده ی مقابله با هر آن چه که اتفاق می افتد باشید. به قول «رینهولد نیبر»: «پروردگارا، به من قدرتی اعطا فرما تا بپذیرم هر آن چه را که نمی توانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آن چه را که می بایست تغییر کند و خردی که فرق میان این دو را از هم تشخیص دهم». این جمله را همیشه به یاد داشته باشید یا آن را روی یک برگ کاغذ بنویسید و در جایی قرار دهید که هر روز بتوانید آن را بخوانید.

بار دیگری که به خاطر چیزی احساس نگرانی کردید، از خود بپرسید آیا این آن چیزی است که می توانم کنترلش کنم؟ اگر می توانید، پس فعالیت هایتان را مرور کنید تا ببینید که درست عمل کرده اید یا خیر. اگر درست عمل کرده اید، آرامش داشته باشید و اگر نه، هر کاری لازم است انجام دهید تا به اطمینان دست یابید. اگر موقعیت به گونه ای است که نمی توانید آن را کنترل کنید، پس بیاموزید آن را بپذیرید.

بالاترین درجه ی امنیت روانی زمانی به دست می آید که شما مسائل ناشناخته را به عنوان بخشی از زندگی بپذیرید. این که بخواهید در مورد هر چیزی به اطمینان صد در صد برسید، مطمئن ترین راه به سوی غم اندوه است.

.:۳:. برای آرامش ذهن ابتدا می بایست جسمتان را به آرامش برسانید.

ما استرس و نگرانی را در عضلات، مفاصل و ستون فقراتمان با خود حمل می کنیم. سیستم اعصاب مرکزی متشکل از مغز و نخاع است. آیا تا به حال متوجه شده اید که پس از یک حمام داغ یا ماساژ چقدر فکر و ذهنتان آرامش دارد؟ یک جسم آرام به شما کمک می کند تا ذهنی سرشار از آرامش داشته باشید. یوگا یکی از بهترین ورزش ها برای این منظور است. آن را انجام دهید. پس از مدتی متعجب می شوید از این که تا به حال چگونه توانسته بودید بدون آن زندگی کنید!

منبع:

لیبرمن، دیوید جی (۱۳۹۴)، کلنجارهای ذهنی: یکصد چرای رایج آزاردهنده و مخرب، مترجمان امیرحسن مکی و هانیه حق نبی مطلق، تهران: آریاگهر – افق دور. صص ۲۱۵-۲۱۹.

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • عالی 
  • جالب 
  • مفید 
  • خسته کننده 
  • به درد نخور 

همچنین ببینید

مولانا

راه لذت و آرامش از درون است یا از بیرون؟!

✨ در روزگار ما، یکی از مؤلفه های مهم زندگی انسانی – آرامش – دستخوش …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *