امان از دست عادات – قسمت دوم!

.:.عیدی یادت نره!.:.

✍️ یادداشتی از فرشاد حقیقی (ملقب به فریاد)

یکی از موضوع هایی که معمولا نزدیک عید فکرم رو به خودش مشغول میکنه مقوله ی عیدی هستش.

گاهی از خودم میپرسم اصلا عیدی دادن و عیدی گرفتن چه معنی ای میتونه داشته باشه و اصلا این رسم از کجا وارد فرهنگ ما ایرانیا شده؟!!

اول از همه یه پرانتز باز کنم و بگم:(تو اینکه عیدی گرفتن یکی از لذت بخش ترین فانتزی های ایام نوروزه هیچ بحثی نیست و صد در صد من خودم هم از دیگران مستثنا نیستم)

اما فعلا با عیدی هایی که خونواده ها بین بچه های همدیگه رد و بدل میکنن و اگر از لحاظ اقتصادی به موضوع نگاه کنیم اونی که سه چهار تا بچه داره نسبت به اونی که یدونه بچه داره یا اصلا بچه نداره تو سود آوری بیشتری هستش یا از یه دید دیگه ضرر کمتری میکنه کاری نداریم.

موضوع اولی که میخوام در رابطش صحبت کنم اینه که هر سال دم دمای عید که میشه از آرایشگر و قصاب و بقال و پاکبان محل گرفته تا پمپ بنزین های بین راهی یه صندوق خشکل مشکل میزارن و روش مینویسن عیدی یادت نره.

این چه معنی ای میتونی داشته باشه؟!

به نظرتون این یه گدایی مؤدبانه نیست؟!

حالا از اونورم مردم زرنگ و باهوش ما از ترس اون عیدی دادن تو بعضی شغل ها مثل آرایشگری تا میتونی مقرون به صرفه عمل میکنن!!

یعنی چی؟!!

به عنوان مثال طرف میبینه که دمه عید وقتی میره آرایشگاه باید دوبل یا سوبل پول بده، به همین خاطر از دو ماه قبل عید دیگه آرایشگاه نمیره تا پولی که قراره به عنوان عیدی به آرایشگر بده با پول دوتا اصلاحش در بشه!

خوب آخه این چه کاریه؟!!

آقای آرایشگر هم کوتاه نمیاد میگه نمیای آرایشگاه؟!

نکته:(به آرایشگرا بر نخوره ها، این فقط یه مثال بود)

حالا بریم سراغ موضوع دوم یعنی جمع های خونوادگی و دید و باز دید های لذت بخش عید!

اول از همه سؤال من اینه که آیا واقعا باید عیدی داد؟!

سؤال بعدی ای که ذهنم رو همیشه درگیر میکنه اینه که عیدی حتمااااااا باید پول باشه؟!!

صد در صد از همون قدیم هدف از عیدی دادن به یاد هم بودن و یادگاری دادن به همدیگه بوده

بعضیا هنر دستشون رو عیدی میدادن، بعضیا یه پیراهن عیدی میدادن، بعضیا زنبیل های دست بافت عیدی میدادن یا حتی یه جوراب عیدی میدادن

خوب پس چرا کاری کردیم که الان اگه به بچه ها پول نقد عیدی نمیدیم ناراحت میشن؟!

نمیدونم چند نفر این نوشته رو تا تهش خوندن؟!

با اینکه این موضوع تو همین چند خط خلاصه نمیشه!

اما میخوام تهش رو اینجوری تموم کنم

خونواده های عزیز

کاسب های محترم

مردمی که ادعاتون میشه دوهزار و پونصد سال تمدن دارید

باور کنید راه رو اشتباه اومدیم!

قبول کنید این عیدی که ماها الان جشن میگیریم اون عید باستانی ای نیست که بوده

ماها همه از شرایط مالی هم خبر داریم

ماها همه از شرایط اقتصادی مملکتمون خبر داریم

همه اینو میدونیم که هممون با چه سگ دو زدنی داریم چندر غاز پول در میاریم

باور کنید نیازی نیست جلوی همدیگه آجیل های درجه یکِ کیلویی فلان قدی بزاریم

بااااااور کنید نیازی نیست جلوی هم شیرینی هایِ کیلویی فلان قدی بزاریم

نیازی نیست لباس های مارکدار بخریم

و مهمتر از همه

نیازی نیست حتمااااااا به هم عیدی بدیم

و یا نیازی نیست حتما عیدی پول نقد باشه

ما به عید دیدنی هم میریم تا تو این زندگی ماشینیمون همدیگرو یادمون نره‍‍‍

واسه اینکه عادت نکنیم به این تو صب زنده شدن و شب مردن!

بیاید با همدیگه فرهنگ های احمقانمون رو بشکنیم!

تمام

(فریاد)

۹۵/۱۲/۲۱

:: نشر پست فوق به معنای تأیید یا رد تمام محتوای آن نمی باشد. علی ملاباقر::

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • عالی 
  • جالب 
  • مفید 
  • خسته کننده 
  • به درد نخور 

به اشتراک‌گذاری این مطلب


این هم ببینید:

آیا در این دنیا همیشه حق بر باطل غلبه می کند؟

اصلًا در بعضی موارد جوری قضایا پیش می‌آید كه از نقطهٔ نظر ظاهر آن جبهه‌ مخالف می‌آید برتری پیدا می‌كند حالا یا برتری در قوا یا برتری در علم یا برتری در بیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *