راهکار توزان میان جنبه های شخصیت انسان چیست؟!

دومین جنبه ی فردیت یافتن مستلزم فدا کردن هدف های مادی دوران جوانی و ویژگی هایی از شخصیت است که شخص را قادر به کسب آن هدف ها می کرد. هدف ها و هم چنین گرایش ها و کنش های نیمه ی نخست زندگی برای نیمه ی دوم آن بی معنا است. باید به یاد داشت که در جوانی یک گرایش (برونگرا یا درونگرا) و یک کنش (حسی، شهودی، عقلی یا عاطفی) حاکم و مابقی تابع است. این تک بعدی بودن شخصیت که در نیمه ی نخست زندگی بسیار ضروری است، در نیمه ی دوم یکسر نامناسب می شود.

در فردیت یافتن، هیچ کنش یا گرایش واحدی چیره نیست. همه ی کنش ها و گرایش ها می توانند و در واقع باید بیان شوند. باید به این جنبه های شخصیت آدمی توازن بخشید.

فی المثل، اگر کسی در بیست تا سی سالگی برونگرا بوده است، باید در میانسالی از خصایص درونگرای خود نیز هشیار شود. چنان چه رفتارش در تسلط کنش عقلی بوده، باید از کنش های حسی و شهودی و عاطفی خود نیز آگاه گردد. اینک باید همه ی ویژگی ها و خصایص متعارض پیشین بیان شوند.

بر خلاف تصور همه، در فردیت یافتن، مقوله ی تفاوت های فردی در کار نیست. زیرا دیگر نمی توان شخص را فرضاً به عنوان برونگرای اندیشمند یا درونگرای احساسی طبقه بندی کرد. از این روست که میان فردیت یافتگان مشابهت فراوان هست.

منبع:

شولتس، دو آن (۱۳۹۳)، روانشناسی کمال الگوهای شخصیت های سالم، ترجمه ی گیتی خوشدل، تهران: پیکان. ص ۱۴۲-۱۴۳.

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • عالی 
  • جالب 
  • مفید 
  • خسته کننده 
  • به درد نخور 

به اشتراک‌گذاری این مطلب


این هم ببینید:

غزلی شورانگیز از مولانا!

🔆 از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی آن دم تو را او می‌کشد تا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *