مصاحبه تلفنی رادیو اقتصاد با آقای علی ملاباقر – شغل مورد علاقه من

شغل مورد علاقه من

بسم الله الرحمن الرحیم

مصاحبه رادیو اقتصاد درباره شغل مورد علاقه من

– : آقای ملاباقر، خیلی از اشکالات ما در روند رشد توسعه این است که ما بسیاری از افراد را داریم که به شغل خودشون علاقه ای ندارند و به اجبار در شغلی مشغول به کار هستند. چطور ما باید شغل خود را درست انتخاب کنیم؟

– : ببینید نگاه افراد به شغل متفاوت است. بعضی از افراد به شغل فقط به دید درآمد نگاه می کنند. آن ها افرادی هستند که می گویند: «وای! دوباره باید تو اتوبان همت برم گیر کنم! ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر با رئیس اعصاب خردکنم جلسه داشته باشم! و… » این یک مدل، نگاه به شغل است.

اما نگاه دیگر به شغل این است که ما یک سوم از زندگی خود را در شغلمان می گذرانیم. خیلی از افراد می گویند: «من از ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر میخوام زجر بکشم تا از ۵ بعدازظهر تا ۱۲ شب راحت باشم!»، در صورتی که من یک سوم زندگی ام را در شغلم می گذارنم.

اصلاً انسان به سبب شغلش، هویت پیدا می کند. مثلاً شما وقتی آگهی فوت یک نفر را مشاهده می کنید، خیلی برایتان مهم است که این فرد چه کسی بوده؟ روان شناس بوده؟ آتش نشان بوده؟ یا بانکدار بوده؟

انسان از شغل خود، تأثیر می پذیرد. مثلاً شما یک بانکدار را در نظر بگیرید؛ چون این فرد با مسائل مالی خیلی در ارتباط است، باعث می شود که فرد مقتصدی بار بیاید، و در حالت افراطی اش ممکن است خساست به خرج دهد.

مهم ترین مسأله ای که در حوزه ی شغل است، این است که ما در شغل خودمان، معنا را پیدا کنیم. چون به نظر من، بدترین مجازات و شکنجه این است که یک فرد، کار بیهوده انجام بدهد. که این مسأله در جامعه های صنعتی بسیار زیاد بوده است.

مثلاً فردی که دائماً شغلش این است که نامه های پستی را جابجا کند تا نامه ای جا نمانده باشد، همین فرد می تواند با خود بگوید من با این کارم، نامه ای را به فردی می رسانم که تأثیر بسیار زیادی در زندگی اش دارد.

بنابراین اولین نکته این است که ما باید ببینیم دیدگاه ما نسبت به شغل چیست؟ آیا می خواهیم با شغل زندگی کنیم یا صرفاً می خواهیم یک درآمدی به دست بیاوریم و بعد با آن درآمد برویم و زندگی کنیم؟!

– : آقای ملاباقر، آیا تکنیک خاصی وجود دارد که با توجه به محدودیت هایی که در انتخاب شغل است، ما به دنبال شغلی برویم که بیشتر به آن علاقه مندیم و در نتیجه دچار خسران نشویم؟

– : در دسته بندی کلی در این مورد، انسان ها معمولاً به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی از افراد، کار کردن با انسان ها را دوست دارند؛ یعنی دوست دارند در محیط خود دائماً با انسان ها در تماس باشند. ولی گروهی دیگر از افراد هستند که کار کردن با ماشین آلات را دوست دارند.

نکته مهم این است که افرادی که کارکردن با انسان ها را دوست دارند، باید به سراغ کارهایی بروند که با انسان ها در ارتباطند؛ مانند: معلمی، مشاوره، بازیگری، روابط عمومی، فروشندگی و … . و افرادی که کار کردن با ماشین آلات را دوست دارند، باید به دنبال کارهایی مانند مهندسی برق، کامپیوتر، شبکه، حسابداری و … بروند.

ما شنیده ایم که بچه ای می گوید من می خواهم وقتی بزرگ شدم، خلبان بشوم. نکته ی مهم این است که ما نباید به علائق دوران بچگی توجه کنیم زیرا بچه ها در دور و بر خود یک مسائلی شنیدند ولی اصلاً نمی دانند مثلاً خلبانی چیست و به چه مهارت هایی نیاز دارد؟!

یکی از خاطراتی که من دارم این است که یک بنده خدایی در دوران کودکی اش، دوست داشت که با وسایل برقی خیلی سر وکله بزند. وقتی بزرگ شد، اطرافیانش به او گفتند چون در کودکی این کار را می کرده و چنین علاقه ای داشته، برود رشته ی مهندسی برق – الکترونیک بخواند. ولی وقتی این فرد در آن رشته، مشغول تحصیل شد، مشاهده کرد که اصلاً یک دنیای دیگری در پیش روی او قرارگرفته است که بسیار متفاوت با آن علائق دوران کودکی اش می باشد! و به همین علت به شدّت از این رشته زده شد. یعنی می خواهم این را عرض کنم که علاقه، آن علاقه ای نیست که ما تصوّر می کنیم.

در جوامع صنعتی یا جوامع پست مدرن، الان ما در شغل های خود مثل عشایر شدیم! از یک شغلی به شغل دیگر کوچ می کنیم. الان دیگر مانند گذشته نیست که فقط مشغول به یک شغلی بشویم و همان را تا آخر عمر ادامه بدهیم!

آن مسأله ای که در دنیای امروز مهم است، این است که ما تکلیف خود را با خودمان روشن کنیم که در یک شغل، آیا دنبال مزایای درونی اش می گردیم یا مزایای بیرونی اش؟!

.:. مزایای درونی یعنی دنبال تفریح و رضایت و سرگرمی بودن به طوری که از شغل خودمان لذت ببریم .:.

.:. مزایای بیرونی یعنی دستمزد و پاداش و منافع جانبی داشته باشیم .:.

مثلاً شغل معلمی، شاید خیلی مزایای بیرونی نداشته باشد ولی دارای مزایای درونی زیادی باشد.

آن نکته ای که در شغل مهم است، فقط علاقه نیست! بعد از علاقه، استعداد است! البته به نظر من، اول استعداد مهم است و بعد علاقه. زیرا انسان با استعداد به دنیا می آید.

یکی از بهترین تست ها در این زمینه، تست MBTI می باشد که حوزه های مورد علاقه و استعدادهای فرد را مشخص می نماید. این تست، در اینترنت به صورت رایگان ولی خلاصه و در مراکز به صورت کامل وجود دارد.

– : آقای ملاباقر، این تست مشخص میکند که در کدام شغل فرد موفق تر است؟

– : در کدام شغل «می تواند» موفق تر باشد. ببینید فقط استعداد و علاقه مهم نیست؛ مهارت هم خیلی مهم است! مهارت از جنس توانستن است نه از جنس خواستن ولی علاقه از جنس خواستن است. من دوست دارم این کار را انجام بدهم ولی باید ببینم آیا می توانم این کار را انجام بدهم یا نمی توانم.

دانلود رایگان

برای اینکه متوجه شویم که چه شغلی متناسب با شرایط ما و جامعه است،
الگویی ۱۰ مؤلفه‌ای تدوین و اجرایی شده که ان‌شاءالله کلیت آن در سایت قرار خواهد گرفت.

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • مفید 
  • جالب 
  • عالی 
  • خسته کننده 
  • به درد نخور 

به اشتراک‌گذاری این مطلب


این هم ببینید:

cropped تفاوت بین پروژه کارشناسی، پایان‌نامه ارشد و رساله دکتری 310x165 - تفاوت پروژه کارشناسی، پایان‌نامه ارشد و رساله دکتری در رشته مدیریت

تفاوت پروژه کارشناسی، پایان‌نامه ارشد و رساله دکتری در رشته مدیریت

در این یادداشت سعی شده است به تفاوت‌ پروژه کارشناسی، پایان‌نامه ارشد و رساله دکتری رشته مدیریت و هم‌چنین تفاوت رساله PhD و پروژه دوره DBA پرداخته شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *