نظرات متفاوت ایرانی ها در مورد تعارفات روزمره

چندی پیش، در حال مطالعه ی کتاب «چرا عقب مانده ایم؟» نوشته ی دکتر علی محمد ایزدی بودم، که احساس کردم قسمتی از آن دارد حرف دل مرا می زند. کنجکاو شدم که بدانم آیا این صرفاً نظر من و نویسنده ی کتاب است یا افرادی که با آن ها به هر نحوی ارتباط دارم نیز نظری مشابه دارند. این بود که به ذهنم رسید که متن را تایپ کرده و با ذکر منبع برای اطرافیانیم از طریق تلگرام ارسال کنم.

در این تجربه، به این نتیجه رسیدم که افراد، با پیغام های دریافتی متفاوت برخورد می کنند. از افرادی که به محض دریافت پیام، هرچند طولانی آن را مطالعه کرده و سریعاً جواب پیام را می دهند تا افرادی که برای گرفتن جواب از آن ها، باید موضوع را چندین و چندباره به آن ها یادآوری کرد! شاید مهم ترین دستاورد این تجربه، این بود که بیشتر با دیدگاه اطرافیانم آشنا شدم.

به ذهنم رسید که هم آن متن و هم بازخوردهای آن ها را در اینجا نیز بیاورم که زمینه ی بحث و بررسی بیشتری در مورد این موضوع به نظر من مهم فرهنگی فراهم آید.

متن ارسالی

تعارفات یومیّه ایرانی ها

 ایرانیان وقتی که به هم می رسند، از روی تظاهر تعارفاتی می کنند که هم گوینده و هم شنونده می دانند منظور و مقصودشان مطلقاً آن نیست که بینشان ردّ و بدل می شود؛ در عین حال این کار را می کنند و اگر هم یکی نکند، دیگری بدش می آید. اسم این کار را می گذارند «حفظ ظاهر»؛ چون معتقدند انسان باید به هر حال رعایت حفظ ظاهر را بکند.

مثلاً هر کس در هر جایی که هست و آشنایی از آنجا عبور می کند، باید به او بگوید بفرمایید. حالا کجا بفرماید معلوم نیست. به درِ خانه ی کسی رفتید، صاحبخانه ولو این که هیچ گونه آمادگی برای پذیرایی از شما ندارد، باید لااقل تعارفی بکند (یعنی دروغ بگوید و تظاهر کند). مثلاً به شما بگوید: «بفرمایید، خواهش می کنم. یک روز ظهر هم منزل فقیر و فقرا بد بگذرانید، یک لقمه نان و پنیر، لااقل یک فنجان چای، یک آب خنک».

البته شما هم باید درستان را بلد باشید و بدانید که نباید داخل شوید. اگر او تعارف نکند، شما بعداً پشت سرش می گویید که: «عجب آدم خسیسی بود! حتی یک تعارف سردستی هم نکرد که بفرمایید منزل.

حالا ما که دنیاخور نبودیم و به علاوه نمی رفتیم منزلش، ولی قرارش این بود که او با دو کلمه تعارف خشک و خالی هم که بود به ما می گفت: بفرمایید». و اگر بعد از اینکه او تعارفات لازم را کرد، شما هم با مطالبی دروغی مثلاً: «من ناهارم را خورده ام، الان سیر سیر هستم» یا «ظهر مهمان داریم.» موضوع را سمبل نکنید و وارد منزل بشوید، خواهید دید که چطور دستپاچه می شود. چون در آن موقع نمی تواند از شما پذیرایی کند.

 از همه مهم تر این که بعد هم پشت سر شما خواهد گفت: «دیدی؟ عجب آدم پررویی بود! ما گناهمون برگشت یک تعارف آب حمومی کردیم؛ او هم دودستی چسبیدش ولو خورد تو خونه. این که رو نیست، چرم همدونه، سنگ پای قزوینه!». همسر این آقا هم پامنبری می کند و می گوید: «من همیشه نمی گم تعارف یکیش خیر است صدتاش شرّ؟ بفرمایید! حالا خودش گور سیاه، جلوی زنش چقدر خجالت کشیدم. با این خونه ی ریخته واریخته. چقدر بد شد. آه، چقدر بی تربیت!!».

برگرفته از کتاب «چرا عقب مانده ایم؟ جامعه شناسی مردم ایران» نوشته دکتر علی محمد ایزدی . صفحات ۱۴۲ و ۱۴۳

در صورتی که شما نیز نه تنها از این فرهنگ تبعیت نمی کنید بلکه مخالف اشاعه آن نیز هستید، ممنون میشم بگید. ملاباقر

پاسخ ها
  • سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و گرامی و بزرگوار بنده جناب آقای ملاباقر واقعا معذرت میخوام که جواب پیامتونو ندادم نمیدونستم پیگیر هستید ضمنا من قسمت آخر متن رو اصلا ندیدم که فرموده بودید نظر بدیم منکه موافق این تعارفات ایرانی نیستم البته تا یه حدی که احترام به طرف مقابل باشه ایرادی نداره ولی بیشتر وقتها این تعارفها فقط یه تعارفه ومیگن تعارف اومد نیومد داره و بعضی وقتا مشکل ساز میشه لااقل توی این دوره که رفت و آمد ها هم کم شده فکر کنم این تعارفات بی معناست این تعارفات بیشتر تظاهره به نظر من نباشه بهتره گاهی وقتا آدم نمیدونه که وقتی کسی تعارف میکنه واقعیه یا فقط بخاطر اینه که به صورت یک فرهنگ دراومده.
  • سلام
    این فرهنگ مانند هزاران فرهنگ بد دیگر در ایرانیان رواج دارد.
    اما چاره چیست برای بعضی (افرادی با طرز فکر قدیمی) باید انجام داد اما برای بیشتر افراد انجام نمیدهم.
  • ناخودآگاه ازین فرهنگ تبعیت میکنیم و حتی یوقتایی هم خودم انتظار دارم کسی این تعارفات رو بکنه،اما ریشه ای ک نگاه کنیم خب مخالفم
    من: در عمل نشون بده مخالفتتو
    حرفو که همه می زنند- سخته خب
    باقی میگن شعور تعارف نداره
    من: قطعا سخته- همه ما میگیم خب ی تعارفه دگ
    شجاعت می خواد
    همیشه مصلحان تاریخ در اقلیت بودند- و این انتظار رو هم داریم،ولی میشه وقت گذاشت و کار کرد
    درسته،کار میکنم روش و ب خانواده هم انتقال میدم
    کار درست رو بکن گور بابای مردم … کسی که حرف مردم براش مهمه عزت نفسش پایینه- مهم ک نمیشه گفت نیست ما با همین مردم زندگی میکنیم
    – استاد مگه در صورت اصلاح این تعارفات چ چیزی تغییر خواهد کرد؟

حداقل یکی از دلایل عقب ماندگی مان کم می شود!!

  • 👍حتما همینطوره. نه تنها تبعیت نمی کنم، بلکه مخالف اشاعه اون هستم.
  • سلام. متن را خواندم ولی بیان عادات و عرفیات جامعه ایرانی است که واقعیت دارد و برای تغییر آن نیاز به کار فرهنگی دارد
    من: شما خودتون اهل تعارف هستید؟-

بله علتش در متن بیان شده بود

من: اگه بده چرا انجام می دید؟ اونم یک کارآفرین که باید ساختار شکن باشه-

عرض کردم به علت فرهنگ آحاد مردم. ساختارشکنی همه جا امکانپذیر نیست و باید شرایط آن فراهم باشد
اگر شرایط آن فراهم باشد که دیگر هنر نیست!-

من: ما هم نمی خواهیم کار هنری انجام دهیم می خواهیم کار فرهنگی کنیم  – کار فرهنگی شرایط و زمان خود را می طلبد
من: من بیشتر دوست دارم شومپیتری فکر کنم تا کریزنری … شما چطور؟

– قطعا شومپیتری.
من: پس شرایط رو به تدریج باید ایجاد کرد —- از دانشجوها شروع می کنیم با رفتار خودمون – و خودمون به عنوان اساتید

– بله کار فرهنگی تدریجی است

  • خنده – قضیه “همه چیمون به همه چیمون میاد” ه
  • آقای ملا باقر
    بششششدت مخالفه این فرهنگ هستم و بشششدت درحاله کنترله این رفتارهای نا بهنجارم!!با توجه که پیشینه ی فرهنگی کار بسیار دشواریه وقتی حوصله ی کسی و نداری بهش نگی بفرما داخل!!
    یا موقع پس گرفتنه بقیه ی پولت یا بدهیت نگی : قابل نداره
    به هر روی داریم سعیمونو میکنیم
    شاید کمتر از یکساله که برام دغدغه شده
    ولی بازم امید دارم به خودم😀🙈
  • من سعی میکنم خیلی دروغ نگم و از این تعارفات کمتر استفاده کنم.
    بعضی وقتها هم میگم چیزی خونه نداریم که الکی تعارفتون کنم!
  • اره خب قبولش دارم ، من خودم کسی هستم که همواره به همسایه هامون و دوستان تعارف میکنم
    میشه گفت این عادت رو دارم با ادمدنش هم مشکلی ندارم ولی خب هیچ وقتی که تعارف میکنم قبلش نمیدونم ایا امادگی پذیرایش رو دارم یا نه….
    ولی خب باید چه کرد..! عادت شده دیگه منم بخوام خودمو تغیر بدم میشم اون ادم خسیسه!
    من:کدوم آدم خسیسه؟-

من دیگه ، من اگر تعارف نکنم و مثلا عوض بشم ، نمیگن دمش گرم اگاهه ،‌میگن نگاش کن خسیسه تعارفم بلد نیست
حالا هی من بیام توضیح بدم بابا تو فلان کتاب…. باورشون نمیشه که
من: امان از حرف مردم! تو به خاطر مردم دوست نداری خودت رو تغییر بدی-

نه بخاطر مردم نیست که ، این بهش نمیشه گفت تغییر ، یه نوع تغییر نگرش هستش و بود و نبودش مثلا من جوون رو نمیتونه خوشبخت یا موفق جلوه بده یا برعکسش
قبول دارم بهتره که نباشه هااا ولی خب جامعه این شکلیه! منم مجرد ببخشید البته خخخ میگن بابا این یه ادب نداره ، کی به این…خخخ (جدی میگم باور کنید همینطوره استاد)

چه عرض کنم – به نظر من که شخصیت یک فرد به باورها و رفتارهاشه – حالا البته نظرات متفاوته

– درسته ولی طرف حساب ما جوونا تا مجردیم ، باور های دهه ۵۰ و قبل ترشه… ولی خب به مرور قول میدم عوض کنم به شخصه که میشه گفت تو قشر تحصیل کرده ایم!

  • مرسی علی جان
    شبیه این موضوع رو چندین سال پیش در کتاب “جامعه شناسی خودمانی” خونده بودم.
    به نظر بنده بین این دو طیف جایی هست که میشه ازش تبعیت کرد و شرایط زمان و مکان رو هم در نظر گرفت!
  • من هم مثل شما موافقم که خبلی از اداب و رسومی که از گذشته و به نادرست نسل به نسل به ما رسیده غلط و اتفاقا شاید از نظر دینی هم کار درستی نباشه چون دقیقا توی همین تعارفات دروغ گفته میشه و به قول همین متنی که شما گذاشتی بعدشم غیبت و مسائلی از این قبیل.
    و من نوعی هم متاسفانه داعیه مسلمان بودنو دارم.
    خواهش میکنم این چیزی که این متن میگه متاسفانه حقیقت جامعه امروزی ایرانه.
  • من این متنو فرستادم برا همه گروه ها. تو گروه هم دانشگاهی هم فرستادم.
  • سلام. بنده هم مخالف اشاعه این فرهنگ هستم. ولی همانطور که شما هم می دانید فرهنگ با توجه به اینکه نهادینه گردیده است به راحتی قابل تغییر نمی باشد و صرفا زمانی امکان پذیر می باشد که هر شخص ابتدا از خود شروع نماید.
  • کاملا درسته
    یه فرهنگ قدیمی غلط مثل بقیه چیزای بیخودی که توی فرهنگ ما هست . . .
  • ما که اگر دعوت کنیم صادقانه گفتیم یعنی جوانب رو بررسی می کنیم بعد میگیم و یا اگه قرار باشه تو شرایط فعلی نتوانیم پاسخگو باشیم با فعل مضارع به آینده نزدیکش می کنیم مثلا ان شاءالله در یک روز تشریف بیارید…
  • دوست و استاد عزیز،
    تا اندازه ای، به نظر من، نشان از احترام است، و بودنش بد نیست،
    ولی بیش از آن کاملا موافق متن ارسالی هستم👌
  • درسته دقیقا همینطوره
    ولی این شده عرف
    خیلی جاها هم من تعارف بیخود کردم
    قبول و یا رد بی مورد
    رودربایسی
  • موافقم ۱۰۰%
    نمیخوام شعار بدم
    شاید یه جاهایی خودمم اینجوریم
    ولی تا جایی که حواسم هست اصلا تعارف نمیکنم
    اتفاقا هر جاهم که حس میکنم طرف مقابلم الکی داره تعارف میکنه بر میگردم تو روش میگم که تعارف الکی نکن
    تعارف اومد نیومد داره.
  • متنش زیاد روان نبود
    درکل چیزی که فهمیدم بله اینطوریه😊
  • استاد عزیزم خوشبختانه تونستم با آرامش کامل همین امشب بخونمش
    اگه بگم ن و من از این تعارف ها استفاده نمیکنم دروغه
    نمیدونم شایدم دارم خودمو و کارمو توجیه میکنم اما این ی رویه اشتباه و غلطیه ک بین ما ایرانیا باب شده و خیلی وقتا هم مخصوصا تومحیط کاری بخاطر حفظ مشتری و یا جلب نظرش از همین تعارف های بی محتوا و الکی استفاده میکنیم
    اما واقعا درحد عمل دارم تلاشمو میکنم ک این عادت بد رو روز ب روز کمتر و در نهایت دیگه استفاده نکنم و مخالف اشاعه بیشتر این فرهنگ پوچ و زشت هستم
  • اونشب که این متن رو خوندم یه نظرات متناقض داشتم
    به نظر من اساس این فرهنگ خوبه
    نشانه هایی از تواضع. ابراز محبت.چون قبلتا که تشریفات و توقعات متقابل نبود
    اگر هم کسی تعارف رو رد نمیکرد بقیه خوشحال میشدن
    واقعا همون نون و پنیرو با هم میخوردن
    به اصطلاح میگفتن آب آبگوشتمونو زیاد میکنیم
    اظهار محبت ممکنه اولش ظاهر باشه
    ولی آدم عادت به اینکار داشته باشه اجتمالش هست از برون به درون اثر بگذاره
    الان توقعات زیاد شده
    خیلی از رسومات از اصل ماجرا منحرف شده
    مثل مهمونی گرفتن
    ولیمه دادن
    رسومات ازدواج
    این دیگه دید خیلی آسیب شناسانه س
  • سلام استاد گرامی . بهرحال تعارف برای ایرانیها امری است که از کودکی آنرا آموخته ایم و از بزرگترها یاد گرفته ایم و همه مان میدانیم که تعارف جزئی از فرهنگمان شده است که به نظر حقیر ریشه آن در مهمان نوازی و خون گرمی صمیمیت ما ایرانیها دارد . مثلا وقتی پدربزرگ های ما با دیدن همسایگان خود در کوچه و برزن تعارف میکردند که بفرمایید منزل در خدمتتان باشیم این حرف را به واقع و از ته دل میزدند تا با یکدیگر بنشینند و چایی بنوشند و گپی بزنند و اوقات خوشی را بگزرانند چون در آن روزگار تکنولوژیی وجود نداشت تا مردم سرشان به آن گرم باشد و همینطور مشغله ها و گرفتاریهای امروزی را نداشتند و مردم از دور هم بودن لذت میبردند و این تعارفات واقعی و نه شاه عبدالعظیمی رفته رفته جای خود را به تعارفات الکی امروزی دادند . و اما نظر بنده این است که در گفتگوهای روزمره از این تعارفها استفاده کنیم تا هم ارادت خودمان را به طرف مخالف نشان دهیم و هم از میراث پدربزرگها و مادربزرگهایمان پاسداری کنیم . خیلی مخلصم استاد بفرمایید منزل در خدمتتان باشیم .😉😉😉😉😉😉😉😉😉😉
  • به نظر من تعارف کردن خوبه …اما به اندازه
  • سلام استاد ملاباقر عزیز , روزتون بخیر , ببخشید حالم یکم بد بود , درباره موضوعی که نوشتید من رو یاد خاطره ایی که یک بار تعریف کردید انداخت که فرموده بودید به همراه همکار خانم تا درب منزل رفته بودید و ایشان تعارف کردند و شما برای اینکه عکس العمل ایشان را ببینید گفتید باشه و پس از سرخ شدن و دست پاچه شدن او گفتید تا شما باشید دیگه تعارف شاه عبدالعظیمی نکنید.
    اتفاقا منم توی یکی از سخنرانیهای دکتر هولاکویی گوش می کردم می گفت شخصیت سالم مفهومی به نام تعارف را به کار نمی برد , مطمنا این یک ضعف در روابط ما ایرانی ها و خو گرفته با فرهنگ ایرانی هست , من هم این فرهنگ رو جزعی از زندگیم می بینم و امیدوارم نه کامل از بین ببرم بلکه به صورت واقعی در خودم ایجاد کنم . ممنونم.
  • سلام شب بخیر من موافق تعارف هستم نه به شکل شاه عبدالعظیمى یا به فولى تعارف اصفهانى در فرهنگ ما ایرانى ها وجود داشته و داره اما امروزه همانطور که بسیارى از ضد ارزشها ارزش شده تعارف هم معناى ارزشى خودش رو از دست داده و تبدیل به تملق و دروغ و پاچه خوارى شده باید در جامعه ملاک ارزشها تغییر کند که کارى سخت ودشوار است وزیر ساخت هایى نیاز دارد.سپاس.
  • اول سلام. از منظری که شما به این مسأله نگاه می کنید موافقم. ولی من از زاویه ی دیگری نگاه می کنم، بعضی وقتا حتی دوسشون دارم…
  • سلام من تا حد زیاد از این قانون تبعیت نمیکنم یعنى اگه امادگى شو نداشته باشم تا حد امکان اعلام میکنم البته باور کن من خیلى مهمون داشتن رو دوست دارم و از مهمونى رفتن هم لذت میبرم.
  • من موافق بسیاری از تعارفاتی که به عنوان احترام تلقی می شود هستم چون جزیی از ساختار فرهنگی ایرانیان است ولی به شدت با عوامفریبی و دروغ و ریا مخالفم
  • سلام استاد عزیز
    به این تعارفها عادت کرده ایم . البته در حال ترکش هستم 😊
    عالى بود 🌺

من: ترک کنید خدا خیرتون بده

– ساختار شکنی سخته😉
من: قطعا خیلی هم سخت

  • سلام
    من هم تابع همین رسم و رسومات هستم ولی خوندن این مطلب تلنگری بود برای فکر کردن به این موضوع
  • کاملا با این فرهنگ مخالفم
  • من دیشب اتفافا بکی از دوستام اومد سر کوچه بمن زنگ زد گفت رد مبشدم خواستم حالتو بپرسم خونه ای؟
    از پنجره بیرونو نگاه کردم و بعدش گفتم
    متاسفانه امسب نمبتون ببینمت ولی حتما یوقتی بیا پیشم قبلشم اطلاع بده
    بدجوری ضایع شد ولی خودمم کلی عذاب وجدان گرفتم
  • سلام حتما همینطوره که میفرمایید درسته منم با شما کاملا موافقم
  • سلام
    اتفاقا من آمادگی نداشته باشم, تعارف نمیکنم
    همه بهم میگن مهمون دوست نداری
    اما چون خیلی مریض میشم,سعی میکنم کمتر مهمونی بدم
      از این من بعد تو سخنرانیهام هم بیشتر عنوان میکنم
    اگرچه قبلا اشاره کردم
  • سلام. والاه من تعارفی نیستم.
    ولی هر وقتم کسی تعارف کرده که دیدم شابدالعظیمی نیست و موقعیتشو داره رفتم.
    من تا حالا ندیدم کسی اینطوری حرف بزنه راجع به مهمون سر رسیده.
    چون همیشه همه زنها خونشون جمع و جور نیست همیشه هست روزایی که ادم حوصله هیچ کاری رو نداره.
  • منم کاملا مخالف این فرهنگم هستم و خوشبختانه الان کمتر،سعی میکنم از این نوع تعارفات به کسی بکنم.اما راستش با این وجود هر از گاهی بازم پیش میاد ولی باید تمرین کنم.
    مرسی
  • 👌👌👌
    سلام. من به شدت مخالف این فرهنگم اما نمی تونم ادعا کنم این گونه عمل نکرده ام یا گهگاه نمی کنم
    اصولا خلاف رویه آب در هر جامعه ای شنا کردن سخت است
  • من سعی میکنم تعارف نکنم مگر اینکه واقعا بهش عمل کنم
  • من هم یک ایرانی هستم
     یعنی منم گرفتار این داستان و تعارفاتم
     البته تا این حدی که گفته درگیرش نیستم
    ولی خوب یجور عادته
    انگار خودش به زبون میاد
    خودمم دائم تو ذهنم درگیرشم
    و اینم فکر میکنم که عامل ناتوانی در نه گفتنم هست
    خیلی جاها باید نه بگم که به خاطر این تعارفا نمیگم و بعدش پشیمونی
    ولی این تعارفه یه جاهایی خودش میاد
    به نظرم نباید بهش بعنوان دروغ نگاه کرد
    هرچند که ذاتا دروغه
    مثلا وقتی مهمون داره آدم هی بهش تعارف میکنه
    یجور فرهنگه

قطعا ضایست
ولی از طرفیم یه جاهایی اجتناب ناپذیره
خیلی ها هستن که رک بودنو دور بودن شخص از ادب میدونن
و تو بنا به دلایلی نمیخای این قضاوت از اون شخص روت باشه
مثال میزنم
من از بچگی پدرم بهم گفته که مهمونی میری زیاده روی نکن
این یه چیزیه که به ذهنم چسبیده
هروقت یکی بهم مثلا تعارف میکنه میگم نه و …
هرچند تو دلم شاید بخوام بیشتر بخورم
ولی میگم مهم نیست حالا
این چیزا بنظرم دروغ هست ولی یجوراییم نیست

– خوب قطعا اگه خونه خودم باشه میشینم نصف اون ظرفو میخورم
اونجام دلم میخاد بخورم
ولی اگه اینکارو بکنم بقیه جور دیگه فکر میکنن
اون متن شمام تقریبا همینه
مثلا ما عادت داریم بگیم سلام برسون
آخر حرفامون
گاهی خودمونم خندمون میگیره
که طرف به کی قراره سلام برسونه
ولی بنظرم تو ادبیاتمون معنی جمله سلام برسون خداحافظ
برابر خداحافظ شده
یا همون بفرمایی که میگیم

– الان که دارم بیشتر فکر میکنم میبینم حتی قشنگم هست
اینکه بار ادبی محاوراتمون بالاتر میره نسبت به سایر ادما

– و مجموع اینا جمع میشه و زنجیر وار باعث خونگرمی ماها ایرانیاست

– بنظرم خیلی سیاه نگاه کرده به این بحث تعارف

– البته ممکنه ریشه دروغ و ریای ما ایرانیا از همین تعارفا باشه
اگه روی این مطالعه شده باشه و ریشه یابی
اونوقت تکلیف معلومه

– پس حتما میخونمش
چون خودم درگیرشم
خوندی بگو راجع بهش بحث کنیم 😊

– حتما
بفرما در خدمت باشیم
😂

  • بله ١٠٠٪ مطلب درستیه و من از مخالفان این تعارفات هستم
  • بسیار زیبا بیان داشته اند به نظر من تنها رسانه ملی از پس این فرهنگ سازی بر می اید
    به نظر من اگر با مردم باصراحت حرف زده شود را خوشایند نمیدانند میگن طرف مثلا ادعای کلاسش میشه و از اینطور حرفها اما ویا بهشون بر میخوره که چرا اینقدر صریح صحبت میکنی
    در کل بنده موافق میباشم بسیار
  • من هم مثل بقیه هستم. در همین فضا.
  • باسلام و احترام به استاد بزرگوار
    امیدوارم طاعات و عبادات همه ما مورد قبول خداوند منان قرار بگیرد , انشالله
    استاد من هم از این تعارفات به قول معروف شاه عبدالعظیمی بدم میاد و با اونها مشکل دارم , ولی چکار باید کرد نمیشود مردم عوام را بازخواست نمود بلکه خودم هم در پاره ای اوقات مجبور بوده ام همین مراسم کلامی را بجا بیاورم , ولی تا جایی که مقدور باشد حتی الامکان از گفتن اینطور سخنان پرهیز میکنم
    من هم کاملا با شما هم عقیده هستم
    متشکر و سپاسگزار
    شاگرد همیشگی شما
  • البته من فکر میکنم الان خیلی بهتر شده بین نسل جدید
  • مرسی از متن پر عمقی که گذاشتید
    من نظرم اینه که باید تعارف رو گذاشت کنار
    من الان با دوستام یا هم سن های خودم تعارف ندارم
    آماده چیزی باشم
    حال چیزی رو داشته باشم رک میگم
    ولی با آدمهایی که براشون این موضوع حل نشده است
    باید مثل خودشون رفتار کرد چون وقت این نیست که حالا اونا رو درست کرد
    ولی در عوض آینده روشنی رو برای کشورمون میبینم
    صرفا تعارفشون رو پاسخ میگم
    وگرنه وقتی مثلا خودم آماده نیستم مگر عقلمو از دست دادم که کسیو دعوت کنم؟
    وقتی وقت ندارم به راحتی رد میکنم درخواست وقت رو
    یا اگرپول ندارم مگر مجبورم خودم رو به مضیقه بندازم؟
    وقتی کارای بالا رو میکنم که قبلش خودم رو برای هر عواقبی آماده کرده باشم به هر دلیلی، تا آون بنده خداها رو فحش ندم
  • باسلام و آرزوی قبولی طاعات متاسفانه اکثر نفراتی که باهاشون سلام علیکی دارم این چنین هستند وچون این تعارفات ازقدیم دیدیم اموختیم
    جزیی از رفتارمان شده ولی یکی دو نفر میشناسم که ازته دل تعارف میکنند وبعضی وقتا به زور متوصل میشن
  • علی خیلی طولانیه حوصله خوندن ندارم ،خلاصش کن جواب میدم😩
  • من از تظاهر خوشم نمیاد.
  • بسیار عالی بود.
  • با متن مقداری موافقم
    ولی به نظر من از لحاظ روانشناسی نویسنده دچار آلودگی می باشد.
    واینکه این بخش توضیح کافی ندارد.
    اینکه نویسنده جمع میبندد و می گوید ایرانی ها این گونه اند و نمی گوید برخی یا حتی بسیاری از ایرانی ها اشکال دارد و آلودگی لحاظ می شود.
    اینکه از واژه ایرانیان استفاده میکند برداشت می شود ایرانیان از دیرباز اینگونه بوده اند و اینکه واضح نیست در مورد کدام قشر با چه فرهنگی از جامعه صحبت می کند. زیرا افراد بسیاری را از ایران می شناسم که اینگونه نیستند.
    با کلیت موضوع موافقم ولی آلودگی در گفتار و عدم وضوح مطالب نیز دیده می شوند.
    این فقط نظر شخصی بنده بود.
  • سلام آقاى ملاباقر گرامى، مخالف با تعارف هستم… ولى نمیشه اینقد مطلق گفت خیلى ها مى دونن که تعارف خوب نیست چون یه جور دروغگویى توش هست همون طور که در متن بالا بود… ولى با توجه به هدف برقرارى ارتباط مثلا تجارت و براى اینکه طرف مقابل رو نرنجونیم ناچاریم از عرف استفاده کنیم تا بتونیم ارتباطمون رو حفظ کنیم… یعنى دچار ناهمسانى شناختى مى شیم، از یه طرف ارزش ما تعارف نکردنه و از طرفه دیگه هدف کسب درآمد توو مثال بالا… و همین طور موقعیت ها و مباحث دیگه…. ببخشید دیر جواب دادم، کارى پیش اومد و یادم رفت…
  • على جان سلام
    بنده هم از این فرهنگ تبعیت نمى کنم
    و مخالف اشاعه آن هستم
  • سلام اقای ملاباقر.
    من هم گه گاهی تعارف میکنم و یا به قول شما تظاهر میکنم. و چندباری هم حقیقتا چوبشو خوردم.
  • ب نظرم تعارف های سبک ایرانی هم خوبه هم میتونه مورد انتقاد قرار بگیره
    شاید بشه گفت ک نوعی از فرهنگ ماست ک ب نوعی برقراری ارتباط و نشان دهنده مهمان نوازی ست و در اصل قضیه خیلی هم خوب و فشنگه اما من ب شخصه منتقد بسیاری از جملات مورد استفاده مثل خانه درویشی و ی لقمه نان و… هستم
    همینطور اغراق امیز بودن و افراط در عبارات و همچنین اضافه کردن دروغ و جملاتی خلاف میل شخصی خود فرد همیشه آزار دهنده ست
    در کل تعارف کردن در حد معقول و منطقی ب نظرم خوب و پسندیده ست و افراط در اون موجب آزار هر دو طرف میشه
  • سلام من دو سه روز ماموریت بودم دسترسی به اینترنت نداشتم.
    تعارف واقعی اگه باشه خوبه. تو فرهنگ ما حذف این تعارفات دفعتا امکانپذیر نیست. ولی اگه به این تعارفات جهت داده بشه همین که از روی عادت این کار انجام نشه خودش اولین گام موثر و خوبیه و بسته به شرایط و موقعیت دو طرف مطرح بشه اینم مفیده. در کل اینگونه رفتارها که یکیش این بود که شما گفتید از روی بیفکری و عادته. اگه روزمرگی کم بشه و تفکر زیاد بشه این مسله هم حل میشه نه حذف.
  • اصولا زیاد اهل تلگرام و اینها نیستم
    فقط پیاماکه زیاد میشه باز میکنم و میبندم
    ممنون از مطالبتون
    ببخشید که فرصت پاسخگویی نیست
  • سلام
    متن خیلی طولانی نبود
    اما فکر نمی کردم واقعا متن را کپی کردید تا جواب من را بدانید
    فکر کردم منظورتان بیشتر ترویجی بوده تا دریافت جواب
    خب حالا عرض می کنم
    من خودم خیلی اهل تعارف نیستم
    اما خیلی مخالف اشاعه ی ان هم نیستم.
    چون اولا فکر می کنم این فرهنگ در کنار اسیب هایی که دارد نقاط قوت و برکاتی هم ممکن است داشته باشد
    و دوما به هیچ عنوان از متهمان اصلی عقب افتادگی ما (اشاره به نام کتاب) نیست. کشورهایی از جنوب شرقی اسیا و امریکای لاتین و جنوبی چیزهایی شبیه این عادت فرهنگی را دارند و علی رغم ان پا در مسیر توسعه یافتگی گذاشتند.
    اساسا به عنوان دانشگاهی نسبت به کتاب هایی مثل جامعه شناسی مردم ایران و جامعه شناسی خودمانی و جامعه شناسی نخبه کشی و امثالهم که تحلیل های مردم پسند اراءه می کنند خوشبین نیستم.
    من: عجب … ممنون که وقت گذاشتین مطالعه کردین و جواب دادین … راجع به عقب ماندگی ایران با چه تحلیل هایی موافقید؟ ما چگونه ما شدیم، مناسب است؟-

من اون رو بهتر از بقیه می پسندم، البته تو این ژانر از تحلیل ها.
به نظرم وقتی تجربه ی توسعه ی کشورهای دیگه رو دقیق بررسی کنیم می بینیم کشورهای که در مسیر توسعه خوب پیش رفتن تقریبا اشتراکات فرهنگی نداشتن که بشه گفت داشتن و یا نداشتن مولفه ی خاص فرهنگی پیشران یا مانع توسعه است.
انگلیس ها خرافاتی ترین مردم دنیا هستند به طوری که هنوز هم که هنوز است حتی صندلی شماره ۱۳ در هواپیماهایشان ندارند یا کاسبی فالگیرها سکه است. از ان طرف المان ها یک جور کاملا متفاوتند و اسکاندیناوی ها طور دیگر.
به نظر می رسد اشتراکات کشورهایی که توسعه ی خوبی داشته اند خلاصه می شود به شکل گیری نهاد های اقتصادی و اجتماعی موثر در یک دوره ی خاص.
به دلیل این نوع نگاه است که من خیلی به تحلیل های فرهنگی و جامعه شناختی در تبیین پدیده ی توسعه خوش بین نیستم و به جای ان لنز های اقتصاد نهادی و نهادگرایی اجتماعی را برای تبیین توسعه مناسب می دانم
البته به نظرم شما باید سراغ صاحب نظرها در این حوزه بروید
من تازه اول راهم و بعید می دونم ارای من کمکی بکنه
من: ممنون ولی من احساس می کنم چون شما وارد بحث های اقتصادی شدید و بیشتر در این زمینه کار می کنید بیشتر مسائل رو از این دریچه می بینید .. متاسفانه چندان به این مطلب از منظری که شما گفتید به جز چندین مقاله نگاه نشده است یا حداقل من نمی دانم … به هر حال ممنون که با وجود اینکه واقعاًٌ سرتون شلوغ جواب مبسوط به من دادید

  • بله.کاملا درست میفرماید
    قبلا تا حدی بوده
    ولی الان میشه گفت اهل تعارف نیستم.
  • اخه میدونی خیلی سخته بخوام از فرهنگی ک ٢٨ سال بهش دامن زدیم و پایبند بودیم انتقاد کنم
    با توجه ب اینکه من از یک خانواده ترکم و این چیزا بین ما ترکا خیلی پر رنگ تره!
    من نمیگم همه تعارفات خوبه و قابل قبوله.
    نه بعضی تعارفات واقعا خسته کنندس
    اما صرفا با تعارف مخالف نیستم.
    چون بعضی جاها چرخاندن این زبون چند گرمی حتی تعارفاً، موجب استحکام روابط و محبت طرفین میشه
    و این از قشنگیای فرهنگ ما ایرانیاس
    و همین زبان ک میتونه باعث اختلافات بشه خیلی قشنگه باعث ب دست اوردن دلها بشه
    خیلی اصطلاحات مثه فدات بشم و قربونت برم واقعی نیست
    مخاطبم میدونی من واقعن قصد قربونی کردن خودمو براش ندارم
    اما میتونه نقش خیلی مثبتی در کیفیت یک رابطه داشته باشه
    مثلا بعضی وقتا ساعت ١٢ شب یکی همسایشو جلو اسانسور خونه میبینه میگه بفرمایید در خدمت باشیم ک خوب جدا من لجم میگیره ک این خانوم یا اقا تو این ساعت از نیمه شب الان چطوری میتونه در خدمت من باشه
    اما وقتی همین تعارف اگه ب موقه باشه میتونه خیلی قشنگ باشه
    من ی بار کیفم افتاد تو محلمون و گمش کردم
    ی خانومی زنگ زد ک پیداش کرده ادرس خونشو داد ک برم بگیرم
    همسرش اومد دم در
    این مرد انقدر با خونگرمی و محبت با من حرف زد و منو برای چایی دعوت کرد ک من حس اینکه چند ساله این ادم رو میشناسم بهم دست داد و خوشحال شدم ک هنوز ادمای محترم و مودب و خونگرم و خوش معاشرت هم وو سطح شهر هستند
    من مخالف تعارفات نیستم
    ب شرطی ک بجا باشن
    چون بعضی تعارفات ب شعور یک فرد توهین میکنه
  • هر کنش اجتماعی میتونه درون خودش هم فضیلت داشته باشه و هم شر
    مثلا تهور میتونه هم شجاعت باشه و هم حماقت
    حالا در مورد کنش هایی که شما میفرمایید ، تصور میکنم ، این شکلی از مهمان نوازی ستایش شده در فرهنگ و تاریخ ایرانه که نتونسته خودش رو با مدرنیسم هماهنگ کنه و درنهایت تغییر شکل زشتی داده و به این شر مضحک تبدیل شده
    به هر حال هر کسی با این ریا کاری مخالفه ولی این شکلی از فرهنگ ما هست و من هم انجام میدم
  • سلام اقای مهندس خوبین انشاءالله
    من روزها سر کار اینترنت موبایل ندارم شبها هم اکثراً تو خونه درگیر کارا و بچه هستم
    ببخشید
    من کاملاً
    با شما موافقم
    منم سعی میکنم تعارف الکی نکنم
  • سلام وقتتون بخیر
    متن رو الان کامل خوندم فرصت نکرده بودم
    پاسخ دادن به سوال شما کمی کلی گویی میشه و اگه هدفتون دانستن واقعیت ها باشه از طریق این نظر سنجی جواب درستی بدست نمیاد
    فرهنگ در گستره زمان بر اساس باورها و شرایط شکل می گیره و به مقتضای زمانی خودش هم تغییر میکنه
    اینکه موافق تعارف هستم یا نه … نیستم
  • سلام
    تعارف تو فرهنگ ما ایرانیا جزو لاینفک ادب و نزاکت شده– تعارف بی جا داریم و تعارف به جا! تعارف بی جا رو اصلا نمیپسندم- ولی تعارفی که شاید تعارف کردن در اون موقعیت خاص مشکلی ایجاد نکنه و واقعا از روی خواست درخواست کننده باشه ایرادی نداره از نظر من
  • من معمولا تعارف بیجا به کسی نمی کنم و اگر هم تعارف کنم حتما آمادگیشو دارم ولی گاهی هم پیش میاد که میگم شاید دور از ادب باشه که تعارف نکنم. به هر صورت مخالف اشاعه اون هستم
  • در خدمتم والا سوالی ندیدم و نظر و موضع خاصی هم نداشتم راجع به متن
    حالا در هر صورت در خدمتم!
    من به شخصه تا اونجا که بتونم تعارف رو کم میکنم
  • قطع به یقین در هر دوجانب تعارف کننده و تعارف شونده اشکال هست. فرهنگهاى قدیمى و رسوم سنتى به ذاته خوبن، اما سیر تحولات اجتماع اونا رو به لقلقهء زبان بدل کرده
    بنظر من خوبه که ما براى حفظ احترام (نه ظاهر) در مواردى تقدم رو به دیگران واگذار کنیم و این گونه فرهنگسازى انجام بشه براى نسل نو اما اینکه صرفا براى حفظ ظاهر و از سر اجبار درگیر تعارف باشیم اصلا خوب نیست
    اساسأ محترم بودن و محترم واقع شدن اکتسابى هست و انسان باید حائز شرایط (احترام و تکریم) باشه .
    اگر اینطور باشه مجبور نیست بصِرف ظاهر تحت رفتارهاى پوچ قرار بگیره
    البته که ما مدعى فرهنگ چندهزارساله اى هستیم که متاسفانه اعم مردم ما چیزى ازش نمیفهمن و تأملى درش نکردن
    دنیا سخن است و ….
    در خانه اگر کس است یک حرف بس است
  • سلام با عرض معذرت فرصت نداشتم جواب بدم
    اگر از دست خرافات این ملت و تعارفات غیر ضرورى مثل این نوشته و هنگام عبور از گذر ورود و خروج و …… و تنبلى رسمیت یافته این ملت شب خواب نداشته باشى تعجب نیست
    دوست گرامى بی خود نیست که با دنیا فاصله داریم
    خدا کند روزی بزرگان صاحب اخیتار ما بیدار شوند تا ما را بیدار کنند
  • بنده موافقم که تعارفات چیز بیخودی هستند. اما با این حال بعضا بقدری نهادینه شده اند که ضمیر ناخود آگاهم تعارفات را بر سر زبان من جاری می کنند.
  • سلام ، فرهنگ مجموعه باید ها و نباید هایی است که عامه مردم آنرا قبول دارند، یک فرد به تنهایی نه تعیین کننده فرهنگ است و نه تغییر دهنده آن ، مساله طی زمان و با تغییر هنجار های عامه تغییر می کند.
  • سلام آقای ملاباقر. ببخشید یکی از بستگان فوت شده. در اسرع وقت کامل جواب میدم.
    دقیقا تو کتاب جامعه شناسی خودمانی نراقی هم خیلی قشنگ به این مسایل پرداخته
    قطعا بعضی وقتا خود من هم از این فرهنگ آگاهانه یا نا آگاهانه تبعیت می کنیم ولی در درون واقعا احساس خوبی ندارم
    شاید اونو میگم هوش هیجانی که بتونم در موقعیت باید چطور رفتار کنم اما واقعا دوس ندارم
    من در پایان نامه ارشدم رو یه مدل لنت و براون کار می کردم
    خود کار آمدی یکی از مسیرهای اصلی به رضایت شغلی بود که در اکثر پژوهش ها به رابطه مثبت و مستقیم این دو متغیر پرداخته بودن
    اما در جامعه آماری پژوهش همه خودشون رو خود کارآمد میدونستن اما رضایت نداشتن
    تنها تفسیری که تونستم براش پیدا کنم استفاده از همین فرهنگ ایرانی بود
    که همه خودشون رو در همه چیز توانا میدونن
    اینم از کتاب علت عقب ماندگی ایرانیان سریع القلم و همین کتاب جامعه شناسی خودمانی استفاده کردم
    ایشالا تونسته باشم جواب درستی بدم
    عذر می خوام که دیر ج دادم
  • سلام، متن رو خوندم ولی چون واقعا درست بود نمیدونستم چه جوابی باید میدادم،،، موافق تعارف نیستم ولی گاهی مواقع مردم انتطار تعارف دارند انگار دلشان به این ظواهر خوش است ،،با اینکه واقعی نیست اما میپسندند ،،، چون اینترنت فقط خونه دارم گاهی فقط متن ها رو میخونم چون میخام برم بیرون از خونه گاهی فرصت پاسخگویی به همه رو ندارم،،،
  • 👏👏👏👏👏👏
    منم مخالف این فرهنگ اشتباه هستم.اما متاسفانه خودمون هم گرفتارش شدیم
    متاسفانه اگر تعارف نکنیم برچسب خسیس بودن رو بهمون میچسبونن.این حرفها بین زنان خیلی بیشتر رایج هست.
  • نه من هم به شخصه خیلی اذیت می شم از این تعارفات و خودم همیشه متهم می شم که چرا زیاد اصرار نکردی به میهمان و….
    ولی به قدری از کسانی که خود اهل این کارها هستند اینطور پیامهایی دریافت کرده ام که دیگر مقادیری بی تفاوت شدم نسبت به این پیامها
    ولی جدا من شخصا کسیم که به خاطر عدم رعایت این تعارفات متهم به رک گویی و بی ادبی می شم همیشه.
    مردم نه ولی دوستان و آشنایان از دستت ناراحت می شن خب؟ این داستان بعد ازدواج بیشترم میشه متاسفانههه…

– آره خوب این خیلی مهمه.ولی گاهی باعث یه سری سوء تعبیرم می شه در هر حال
اره قبول دارم خیلی ظرافت می خواد

  • خیلی موافق تعارف نیستم
  • سلام نمیدونم باید چی بگم
    تعارف تو فرهنگ ما ممکنه خیلیاش الکی و ظاهری باشه اما احساس صمیمیت و احترام به طرف مقابل میده
    من فقط در صورتی با تعارف مخالفم که در مقابل کسی صورت بگیره که ازش بدمون میاد
    یعنی در حقیقت دورویی میشه چون بعدش اون حرفو حدیثا که عنوان کردید در پی داره
  • سلام و درود عزیز
    مطلب رو خوندم
    اما فکر نمیکردم باید عکس العملی هم نشون بدم
    😄
    مطلب درستی بود
  • سلام گل پسر
    من به شدت مخالف دو رویی هستم. این تعارفات غیر واقعی هم به نوعی دو رویی اطلاق میشه.
  • بله مخالفم معمولا هم تعارف الکی نمی کنم
  • سلام ببخشید فرصت خوندن کل متنو نداشتم اما مرسی از توجه تون
  • سلام ، اساسا معتقد نیستم در مورد هر مطلبی که می خونم عکس العمل نشون بدم و اینکه داشتن گروه های مجازی زیاد به علت داشتن دوستان مختلف در فضاهای مختلف حجم پیام های دریافتی رو به قدری بالا برده که گاها زمان به چک کردنشونم نمی رسه
    اما چون پیگیری کردید نظرم رو می گم : من فکر می کنم تعارفات بخشی از فرهنگ ایرانیه که نه لزوما خوبه نه بد ، تو فرهنگ ایرانی در لفافه صحبت کردن در مقابل مستقیم و رک حرف زدن ارجحیت داشته و داره به شکلی هم به عنوان احترام محسوب میشه نمونه اش تو ادبیات و حکایات زیاد هست. همونطور که ما تعارف رو داریم درک مقابلش رو هم داریم یعنی فرق تعارف با خواسته قلبی گوینده رو متوجه میشیم این بخش رو اکثرا خارجیها باهاش مشکل دارن چون نمی فهمنش مثلا در دعوت به خوردن چای ما می گیم مرسی و لحن و حالت ما مشخص می کنه نظر ما بله یا نه هست. عینا این فرهنگ تو خارجی ها هم وجود داره nice to meet you واقعا یک عبارت تمام کننده یک ملاقاته نه لزوما احساس قلبی گوینده اش و بازهم موارد دیگه ای داریم از اونور برعکسش هم تو فرهنگ کشورهای دیگه هست که شاید ما نپسندیم مثلا در کشور فیلیپین سلام و احوال پرسی و حال و احوال برای دو نفر تو خیابون فقط یکبار تکون دادن سر هست بدون هیچ کلامی رد و بدل کردن .
  • سلام بر شما
    با متن خیلی موافق نیستم.
    همه تعارفات الکی نیستند. هستند کسانی که واقعی تعارف میکنند.
    در ضمن تعارفات جنبه های مثبت هم دارند. مثل مهربانی و مهمان نوازی که در اسلام توصیه شده اند.
    ولی اگر واقعا الکی و دروغ باشندبله خوب نیست.
  • سلام و عرض ادب. نه من با تعارف به هیچ وجه موافق نیستم.
  • خوندمش استاد
    کلی فکر کردم راجع بش
    فک نمیکردم انتظار عکس العمل داشته باشید.
    استاد بازم بفرستید برام.مطالبی که میفرستیدو دوس دارم
  • والا عدم پاسخم به علت مشغله بود پوزش
    البته که مخالف تعارفم علی جان
    شکی نیست
  • موافق تعارف نیستم
    ولی متاسفانه ازش استفاده میکنیم
    امیدوارم روزی بشه که این تعارفا از بین بره
    😃😃
  • سلام من اصلا نخوندم متنتو.
  • سلام
    فرهنگ تعارف در ایران با زندگی مردم عجین شده و جز لاینفک آن میباشد
  • با سلام اتفاقا من با این فرهنگ موافقم در واقع وجه تمایز ما ایرانیان با دیگر اقوام در همین است. اگر چه این تعارفات جنبه حقیقی ندارد ولیکن نشانه مهر و محبت ایرانیان به یکدیگر است و چه بسا این تعارفات منجر به حقیقت هم شود اشکالی ندارد
  • سلام من اصلا اهل تعارف نیستم کاملا با تعارف مخالفم
  • اتفاقا متن رو تا اخر خوندم و فکر کردم چه روش جایگزینی دارم؟ من ادم تعارفی نیستم و ضمن اون تونستم روابطم رو حفظ کنم اما ایا می تونم به دوستم که اومده دم در نگم بفرما و اونم ناراحت نشه؟
    مشغله و اینکه تو این شبکه ها فقط می تونم یه پیام رو سطحی بخونم و رد شم گروههای زیادی عضو هستم و دارم یکی یکی میام بیرون چون واقعا فرصت ندارم که در مباحث شرکت کنم
  • سلام متن راتازه دیدم من موافق این نوع تعارفات نیستم اما این مساله فرهنگی است که گاهی ناشی از مهمان نوازی ایرانی ها و گاهی ناشی ازوجود عدم صداقت است که هردو در جامعه ما سالهای سال است ریشه دوانده
  • سلام . تمام سعی ام بر این هست که خلاف فرهنگ عمل کنم و لااقل برای افراد نزدیک و صمیمی این مسئله رو روشن کنم
  • سلام دکتر. خواب بودم. در ضمن تلگرامو رو لب تاب نصب کردم. علی آقا خیلی مخلصیم. یکی از استادامون می گفت: تعارف، یعنی دروغ. منم با تعارف موافق نیستم.
  • سلام. مبحث تعارفات ایرانی بسیار مفصل و قابل تامل هست و در یک کلمه نمیشه تفسیرش کرد که موافق هستیم یا مخالف. ولی در کل من هم مواقق نیستم با اینجور تعارفات.
  • مطلب رو خوندم، در اطرافمون و در رفت و آمدهای دوست و فامیلی زیاد دیدم تعارف بازی های ظاهری رو ، اما خودم کاملن باهاش مخالفم و نهایت سعی ام رو میکنم که انجامش ندم مگر در موارد خاص.
  • سلام بله بنده به شدت مخالفم اما متاسفانه جاهایی هست که به اجبار و به منظور حفظ ادب مجبور به استفاده از برخی تعارف ها میشم اما به شدت با اینگونه تعارف ها مخالف می باشم.
  • من کلا با تعارف مشکل دارم! بلد هم نیستم خیلی تعارف کنم.
  • به نظر من تعارف هم تو خون ماست مث دین که یه سریا فقط الکى دیندارن و تظاهر میکنن و هیچ کاریشم نمیشه کرد
    خود من امروز تو آسانسور به واحد بغلیمون الکى تعارف زدم
    دست خود آدم نیست
    ولى اگه بشه این عادات رو ترک کرد و راهى باشه من موافقم
    منظورم از خون اینه که با این عادات بزرگ شدیم و یاد گرفتیم از پدرو مادرو …
     من: عجب کاری می کنند این نیاکان با زندگی ما!
  • سلام دوست من
    مهمون داشتم ببخشید دیر شد .
    البته متن هم طولانی بود .
    من خودم خیلی اهل تعارف نیستم، بعضی وقتا چرا. اما اکثر اوقات نه، سعی میکنم کمترش هم کنم چون جواب گرفتم، یه جورایی مثل وقتی میمونه که تا میرسی خونه جورابتو در میاری، حس خوبیه و آرومت میکنه هر چند کمی شلخته تر به نظر میرسی …
    منم دوست دارم این تعارف کردن رو تا جایی که میتونم کم کنم و راحت ووصادقانه تر باشم .
    مخالف اشاعه اش هم هستم . 👌
  • سعی میکنم و خواهم کرد تبعیت نکنم. مخالف هستم
  • سلام
    من کلاً اهل تعارف نیستم
  • والا حقیقتا گاهی اوقات چرا ،
    تعارفات معمول ای ک هست رو میگم ، ولی نه خیلی ،
    وقتی واقعا آمادگی ندارم ک مثلا دوستام بیان خونمون با بریم بیرون ، خیلی راحت میگم
    یکی از استادای اخلاقمون میگفت ک این تعارفات دروغ محسوب میشه!
    اینکه مثلا ب یکی تعارف کنین بیاد خونتون درصورتی ک آمادگیشو ندازین
    کاش واقعا این تعارفات نباشه ….
    یمی از دوستانمون هست ، اصلا آدم تعارفی ای نیست
    ….احساس میکنم تو برخورد ها باهاش راحت ترم ….
    ولی از طرفی ی مادربزرگی دارم فوق العاااده تعارفی …وقتی ی مهمون میره خونشون کللی اصرار کللی تعارف ک مثلا فلانی میوه بخور ، چرا کم خوردی ….😄
    این کتابم نخوندم راستی !
  • سلام. نشون ندادن عکس العمل برای این بود که متنتونو نخونده بودم و اصلا هم موافق تعارف نیستم.
  • سلام استاد خوبی شما. اون زمان که پیام رو دادید سرم شلوغ بود روزه هم بودم واقعیتش نخوندم
    الان خوندم.اتفاقا در خیلی از مسایل تعارف ندارم من
    ولی باز هم چون این عمل به اسمه فرهنگ به خورده ما داده شده در بعضی از موقعیت ها و رو در بایسی با شخصه خاصی که واقعا صمیمی هستم با او مجبور از تبعیت از این فرهنگ هستم
    من: مجبور؟!- بله چون ما خانواده سنتی هستیم مجبوریم خیلی از رسم و رسومات را حفظ کنیم
    خودم به شخصه دوست ندارم فقط بخاطر احترام به پدرم
    عجب! پس پیرو نیاکان هستید هر چی می گند چشم حتی اگه غلط باشه

– خوده من در خانواده و برخورد با دوستانه نزدیک و صمیمی به این شکل هستم و در بیرون به این شکل نیستم.

بزرگترین ضربه هایی که خوردم از همین خانواده و دوستان صمیمی بوده

  • سلام آقا علی ارادتمند داداش بفرمایین درخدمت باشیم(😏☺️☺️) علی جان خواه نا خواه ما توی این جامعه زندگی میکنیم بعضی جاها آدم از دست این فرهنگ وا رفته به تنگ میاد. صد در صد مخالف این تعارفات ظاهری نیستم اما موافقم نیستم به هر حال شده نمک ارتباط جامعه ما البته میشه گفت تقریبا همش تقلید هست و حرف دل نیست. اگه حرف دل بیاد وسط به نظر من به سمت فرد گرایی سوق پیدا میکنیم که این با فرهنگ ما جور نیست. اما در مورد خودم بخوام خدمتت عرض کنم دوس دارم کمتر تعارفات ظاهری بگم اما پاش میاد وسط میگم و چه بد که از این تعارفا داریم کاش خلاقیت اخلاقی هم به خرج بدیم.
    دکتر جان بحثت جالب بود دوس داشتم
  • سلام
    ببخشید راستش نرسیدم بخونم
    الان خوندم
    اینکه مخالف یا موافق باشم واقعن نمیدونم
    این بخشی از فرهنگ ماست
    بستگی به شرایط داره
    کلن خوشایند نیست تعارف ولی خالی از لطف هم نیست
    من: چه جواب محافظه کارانه ایرانی واری!
  • اتفاقا داشتم روش فکر میکردم
    نه من موافق تعارف نیستم، ولی اینکارو انجام میدم
    داشتم فکر میکردم اگر موافق نیستم چرا اینکارو انجام میدم، یک تناقض پیش اومده که با خودم باد حلش کنم بعد خدمتتون جواب رو ارسال میکردم
    ولی اصلا موافق تعارف نیستم
  • با سلام خدمت شما دوست عزیز، من فکر میکنم این موضوع رو نمیشه با یک نظر سطحی پاسخ داد .چون با بعضی موارد مخالف هستم و با بعضی موافق…
    شما این سوال رو از هرکسی بپرسید حتما جواب منفی خواهد داد!
    چون هیچکس نمیگه من دروغ گو هستم
    من: اینجوری نبوده تا حالا! خیلی جالبه!
    بعضی ها گفتن تو معذوریت میفتیم
    جوابا خیلی جالبه
    من: حالا هر وقت فرصت داشتین یکی دو خط برام بنویسید امکانش هست؟

– آخه یکی دو خطی نیست
فکر کنم اصلا نوشتنی نباشه
چون با نوشتن نمیشه به طور کامل نظر خودمو برسونم
می تونید ضبط کنید صداتونو بگید؟ چون دقت شما رو دیدم نظرتون برام مهم تر شد!

– وقتی به یک نفر (در حالی که میدونه تعارفی که میکنی واقعی نیست ) تعارف نمیکنی ، ناراحت میشه ، یعنی اون فرد ، تعارف رو به عنوان احترام میبینه
نه به عنوان درخواست
من: خودتون هم این کاررو انجام می دید تا طرف ناراحت نشه ؟

من تعارفی که برام غیر ممکن باشه رو انجام نمیدم ، شاید برام سخت باشه ، ولی توانایش رو دارم
مثلاً نمی گید بفرمایید بالا در حالیکه مهمون دارید؟

– نه ، میگم اگر مهمان نداشتم حتما ازتون دعوت میکردم
اینجوری هم احترام طرف مقابل حفظ میشه و هم دروغ نمیشه !
آهان گرفتم —- دقیقاً – ممنون – می دونم خیلی چیزای دیگه توی دلتون هست ولی همین قدر هم که گفتین لطف کردین —- من نمی خوام مزاحم وقتتون بشم هر وقت حوصله داشتین برام بنویسید البته اگه دوس داشتین

– ولی در کل تعارفات الکی یکی از هزاران دروغی هست که در جامعه ما عادی شده و خیلی ها اصلا متوجه نمیشن که دارن دروغ میگن

  • راستش من موافق با تعارف دروغ نیستم و به بی مهری و بی ملاحظه گی هم متهم میشوم.
    ولی تا حدی ناچاریم که بازی کنیم این نمایشنامه رو.
  • من هم مخالفم
  • سلام وقتتون بخیر
    مطالعه کردم
    موافق هستم.
    علت دیر جواب دادن مشغله کاری هست…متشکر
  • من خودم رو درگیر تعارفات نمیکنم . و همیشه نظرم رو به اطرافیانم تو این زمینه میگم که حداقل در ارتباط با هم درگیر این مسائل نشیم .البته یه سری از تعارفات هم هستند که از روی تظاهر نیست ولی افراطیه که اون هم آزاردهندست.
  • من و همسرم کلا اهل تعارف نیستم؛ تعارف و تظاهر رو دوست نداریم! از همین بابت هم سوءبرداشت‌ها و ناراحتی‌هایی برای اطرافیان به وجود اومده، اما براشون توضیح دادیم و شخصیت و فرهنگمون تا حدودی دستشون اومده. کلا مخالف جریان آب شنا کردن سخته و انرژی زیادی می‌بره ولی ارزششو داره؛ برای از بین بردن عادت‌های بد، از یه جایی باید شروع کرد!
    موفق باشید
  • بنده نیز موافق این متن هستم و در اسلام نیز به این موضوع اشاره شده است.
  • سلام جناب آقای ملا باقر نکته خوبی را فرمودید به همین دلیل من نوشتم شفاف بودن رابطه و صداقت کلید کنار گذاشتن دروغ است . حالا از طرف هر کسی می خواهد باشد.اگر موافق باشبد خودتان بحث را دنبال کنید این موضوع نیاز به فرهنگ سازی دارد.به نظر من هر دلیلی برای حق به جانب بودن دروغ بیاوریم این فرهنگ را تقویت می کنیم که دروغ مصلحت آمیز خوبه.
  • نظری ندارم
    یعنی تعارف رو ترجیح می دید؟ یا انقدر وقت ندارید که پاسخ بدین؟

– اصلا اهل تعارف نیستم
کسی‌تعارف کنه و بدونید که دروغه چه کار می کنید؟

بروش میارم

  • بنده اصولا مخالف تعارف هستم اما انقدر در رفتارهای روزمره ما درونی شده که اگه جایی بهم تعارف نکنن میگم خیلی باهام حال نمیکنن ولی وقتی از یه بعد دیگه به قضیه نگاه میکنم میبینم چه رفتار مصنوعی به نظر میرسه چوووووون خیلی مواقع ما خودمون هم از ته دل تعارف نمیزنیم بلکه از روی رودرباسیه
    دفع بعد ش حساب معرفی میکنم بعد از واریز جواب میدم 😆😆😆😆😆
  • والا منم زیاد موافق تعارف نیستم ولی چیزیه که باب شده و بقول خودتون اگه نگیم حمل به بی ادبی میشه ولی کلا من خودم آدم تعارفی نیستم
    هیچ وقتم سرزده خونه کسی نمیرم و اگر موقعیت خودمم مناسب نباشه،کسی رو تعارف نمیکنم بیاد منزلم
  • در پاسخ بایدبگم خیر من اصلا با تعارف موافق نیستم چون انسان چیزی را میگه یا کاری را میکنه که واقعا منظورش نیست لذا با خودش ودیگری صداقت نداره
  • اقا من میتونم بگم ٧٠٪ از این فرهنگ تبعیت نمىکنم. یعنى شاید ٣٠ درصد تعارف الکى میکنم و اکثرا اگه کسى رو دعوت میکنم واقعیه
    براى اشاعه این موضوع هم در حد اطافیانم باهاشون صحبت کردم
  • تعارف اومد نیومد داره یا میشه گفت تعارف شابدولعزیمی”
    به نظر من این فرهنگ جا افتاده در بین ما ایرانیا و برای از بین بردن چنین تعارفاتی باید فرهنگسازی بشه که کار راحتی نیست و تقریبا مثل اب در هاونگ کوبیدن می باشد…
  • سلام. من با متن موافقم و با تعارف بیجا و بیخود مخالف. هرچند که بعضا به علت سنت های غلط گرفتاریم همه. مغایر دستورات دینی هم هست چون مصداق دروغ می شود.
    در ضمن اینکه عکس العملی نشان ندادم چون گمان نمی کردم منتظر عکس العملی هستید. زیرا در روز بیش از ۲۰۰۰ پیام از انواع مذهبی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و غیره دریافت می کنم و تنها خواننده ام و یا گذرنده.
  • من به شدت رکم و اصلا از این فرهنگ استفاده نمی کنم و به شدت باهاش مخالف
  • والا من این تعارف هارو واسه احترام گذاشتن استفاده میکنم ولی یه سری از آدما ظاهر فریبن دیگههه
  • من اصلا معنی تعارف رو نمیفهمم
    و به نظر من کسی که تعارف خشک خالی میکنه باید تعارفشو پذیرفت
    تا دیگه از این کارا نکنه!
  • سلام خدمت شما استاد محترم.
    قطعا با فرمایش شما موافقم و ممنون از متن خوبتون
  • راستش من خودم اصلن اهل تعارف کردن نیستم، نه تعارف میکنم نه تعارف دیگران برام خوشاینده. همیشه سعی میکنم رک و راحت منظورم رو انتقال بدم در چارچوب ادب.
  • تعارفاتم جدیه
    اما تعارفاتم جدی و تعارف به معنای امروزی نیست
    مثلا ۳ ۴ بار پیشنهاد دادم کل همکارام مسافرت بیان شهر ما
    و اگه طرف آشنای نزدیک باشه و اینا، ترجیح میدم جدی بگیرم
  • من هم با فرهنگ تعارف مخالفم ولی گاهی اوقات من هم مرتکب این موضوع می شم.
  • سلام
    تو عالم بچگى تعجب مى کردم دیگران چرا اینقد خاله و عمو دارن و من فقط یه خاله داشتم ! بزرگتر که شدم فهمیدم همه ى اینا تعارفه و خوشحالم که با این فرهنگ بار نیومدم و یه عالمه خاله ى الکى براى خودم نساختم.
    اتفاقا دیروز زن عموم خونه ى ما بود ، حدودا ده بار گفت : خب دیگه فاطمه جان پاشو بریم و من چون کار داشتم فقط سعى کردم حواسمو پرت کنم و تعارف بیجا نکنم.
    ولى به وقتش از جون و دل براشون مایه مى ذارم و از صمیم قلب مشتاق دیدار اونا هستم
    و این در صورتیه که اول ، الویت در زندگى خودمون باشیم و بعد دیگران.
    دوست ندارم ، وقتم ، آسایش و استراحتم فداى دیگران بشه.
    من مخالف این فرهنگ هستم ولى ناگزیر و خواه ناخواه همه ى ما ، گاهى از روى عادت و یا تعمدا این فعلو انجام میدیم _ متاسفانه
    همین الان دارم خندوانه رو نگاه میکنم
    چقد جالب !!!
    کسى که داره استند آپ کمدى رو اجرا میکنه ، دقیقا موضوع شمارو و آداب و رسوم ما ایرونیا رو مطرح میکنه
    در واقع داره مسخره میکنه 🙂
  • با متن موافق هستم ، حقایق تلخیه که ما روز مره انجام میدیم ، منو یاد پیج ژانر در فیسبوک میندازه البته که اون خیلى رکیک این کار رو میکنه ،
    مشکلى که باهاش دارم اینه که بعد از شنیدن این ها راه حلى برام گفته نمیشه ،
    به نظرم اگر به یکى از این مسائل بجاى چندتا پرداخته میشد و راهکارى براش گفته میشد ارزش یادگیریه و به اشتراک گزارى بیشترى پیدا میکرد ،
    بازگو کردن یه حقیقت تلخ معمولا براى جذب اولیه مخاطب خوب جواب میده ،
  • استاد عزیز،یکی از مشکلات اصلی ما در فرهنگ همین تعارفات است و بطور کلی نه گفتن در محیط خانوادگی و تحصیلی آموزش داده نمیشود و به دلیل همین قدرت نه گفتن در روابط اجتماعی بسیار ضعیف است و اگر بیشتر کنکاش کنیم ریشه عمده اختلافات اجتماعی و اقتصادی وحتی قضایی در همین ضعف است،
  • مطلب تقریبا دقیقا مطابق متنی است که فرستادید
    و اگر چه تمایل باطنی به اینگونه تعارفات ندارم بسیار میشنوم و بعضی وقتها به بعضی از اونها خودم تظاهر میکنم
    فرض کنید در کار وکالتم پیش می آیذ که به آشنایی تعارف میکنم که حاضرم کار پرونده شما رو بدون دریافت هزینه و … پیگیری کنم و…ولی اگر طرف این تعارف رو قبول کنه برام هضمش سنگینه
    خیلى محدود همچین تعارفی میکنم اونهم برای طرفی که زیاد رو دربایستی باهاش دارم
    و البته قصدم از این شاهد مثال برای همراهی با مطلبی بود که اول فرستادید
    و البته پیش هم نیومده آشنایی همچین تعارفی رو قبول کنه چون میدونند که کارهای ما هزینه داره باشه. البته میدونم اتفاق خاصی نمیفته فقط ممکنه طرف همونطور که در مقاله گفته شده، در غیاب من کمی دلخور بشه که مثلا چرا تعارف نکردم و…اون هم بخاطر اینکه در فرهنگ جاری در بعضی موارد چنین تعارفاتی انتظار میرود و ما هم با همین فرهنگ زندگی میکنیم پس گاهی حسب ضرورت خودمون رو پایبند به اون نشون میدیم
  • در کل با دروغ مخالفم و خیلی جاها تلاش میکنم مانع از توسعه دروغ بشم .بیشترین جایی هم که تلاش میکنم در زندگی شخصی خودم هست
    دروغ باعث از بین رفتن حق افراد میشه
  • سلام،متنو خوندم بخش عمده جامعه اینجورین. البته همه به این حد نیستن. منم قطعا اینجوری نیستم و این نوع رفتار قبول ندارم
  • من به شخصه با احترام گذاشتن به سنت ها موافقم ولی تعارف گاهی از حد میگذره و من هم مثل همه ی ایرانیا این کار رو انجام میدم ولی نه به شکل افراطی و گاهی هم شده که تعارف نمیکنم
  • والا منم زیاد موافق تعارف نیستم ولی چیزیه که باب شده و بقول خودتون اگه نگیم حمل به بی ادبی میشه ولی کلا من خودم آدم تعارفی نیستم
    هیچ وقتم سرزده خونه کسی نمیرم و اگر موقعیت خودمم مناسب نباشه،کسی رو تعارف نمیکنم بیاد منزلم
  • سلام از تعارف کردن بیزارم
    ولی گاهی اوقات ناخواسته دچارش میشم.تو فرهنگ غلط ما تعارف کردنشان احترام است ولی کاش به هم احترام واقعی بداریم رک و راست
  • سلام
    خوندم اما نظر خیلی خاصی ندارم
    به هرحال هر قومی آداب معاشرت خاص خوش رو داره
    این موارد هم جز نحوه معاشرت ما ایرانی هایت که باهاش بزرگ شدیم
    و خیلی کاریش نمیشه کرد
    مگر اینکه شیفت فرهنگی رخ بده
  • سلام استادعزیز.خوبین؟ارادتمندم
    راستش من مخالفم.ولی چه کنیم که مثل مثالی که توهمین متن اومده مجبوریم به خاطرشرایطی الان توش هستیم ازاین فرهنگ تبعیت کنیم.ولی درکل مخالف این فرهنگم.خیلی خوبه که آدم تعارفات به قول خودمون شابدولعظیمی😅 نزنه
  • به نظر من میشه این احتمال رو در نظر گرفت که این رسم و رسومات بین فردی ما برگرفته از جغرافی اکوسیسنم سختیه که اونجا زندگی کردیم….
    به نوعی دو رویی یا پنهان کاری….
  • بله متاسفانه این فرهنگ از قبل باب شده و هنوز ما خیلی عادی داریم ازش استفاده می کنیم – دقیقاً‌چیزی که کم ازش بدم میاد
  • در واقع تعارف یه نوع عادت فرهنگی اجتماعی هست که ریشه در فرهنگ ایران زمین دارد و به نوعی بدعتی بوده برای نشان دادن مهمان نوازی و القای حس راحتی به مهمان که بنده بعید میدونم در قدیم الایام هم به همین شکل وجود داشت بلکه گمان میکنم مثل خیلی از عادات و رسوم فرهنگی بومی دستخوش تغییر و تحول شده و به این شکل امروزی که میبینیم درآمده است و به نوعی تبدیل به رفتار ضد هنجار و گاهی منزجر کننده شده که همانند مثالهایی که در کتاب زده شده طرفین رو وادار به نوعی دروغگویی و حتی معذب میکنه و حتی تظاهر به فعل غیر واقع رو در فرد تقویت میکنه شما وقتی این مو‌ضوع رو کاملا لمس میکنید که با یه فرد خارجی روبرو میشید و اون فرد مهمان شماست یا چند روزی با اون همراه هستید مثلا من با تعدادی خارجی که صحبت میکردم قضیه تعارف ایرانی ها خیلی براشون پیچیده و عجیب بود و گاها آزار دهنده٬ مثلا یکی از اونها میگفت یکبار من واقعا میل به غذا نداشتم ولی یه میزبان ایرانی چندین بار به زور به من تعارف کرد که من عصبی شدم و متعجب شدم از اینهمه اصرار و تعارف بیجا و حتی یکی دیگر از اون خارجی ها از من پرسید از کجا تشخیص بدم که اون فرد گوینده تعارف میکنه یا واقعا و از ته دل خواستار عرضه اون خدمت یا لطف به من هستش که من به اون فرد گفتم تشخیص این امر بشخصه برای من هم سخته ولی معمولا اگر اون فرد میزبان یا گوینده سه بار تعارف کرد دیگر جنبه تعارف ندارد و با کمال میل می خواهد به شما لطف کند و شما میتونید ازش بهره مند بشید که بازهم تعارف برای اون شخص جالب و تا حدی مضحک بود که این چه جور نشانه و عادت فرهنگیه که افراد رو به زحمت میندازه و اونها رو معذب میکنه البته چون ما ایرانیا به نشانه های فرهنگیمون خیلی وابسته هستیم اگر اونها رو درون طرف مقابلمون نبینیم ویا پیدا نکنیم به نوعی اون رو به عنوان توهین تلقی میکنیم که این هم به نوعی اشتباهه و بواقع بنده با وجود اینکه هنوز تا حدی از فرهنگ تعارف تبعیت میکنم ولی کم کم دارم بخش عمده رفتارهای تعارف گونه رو با اطرفیانم کمرنگ تر میکنم و اونها رو هم به این امر تشویق میکنم امیدوارم نظرات شخصی بنده مفید واقع بشه و اگر به جمع بندی مثمرثمری رسیدید که بتونم ازش استفاده کنم خوشحال میشم منو هم در جریان بگذارید.
    ارادتمند
  • سلام علی آقا. شرمنده بابت دیر پاسخ دادن. گرفتار کلاسام بودم. بله مطلب کاملا صحیحه. البته نمیشه تعمیمش داد. چون هیچ قانونی در مورد مسایل روانشناسی و جامعه شناسی مطلق نیست. ما با انسان سر و کار داریم نه فیزیک. خود شما می تونی براحتی این مطلب رو با فکر کردن به روابط خودت با دیگران نقض کنی. افرادی که ما با آنها در ارتباط هستیم دو گونه اند: دوست داشتنی ها و غریبه ها ( به استثنای دوست نداشتنی ها که خارج از بحث هستند). ما در مورد گروه اول تعارفاتمون تعارف نیستند بلکه حقیقت هستند در حالیکه در مورد غریبه ها این مطلب کاملا درسته. نمونه اش تعارفات شاه عبدالعظیمی مغازه دارها موقع خرید!!! به همین خاطر جمله اول متن زیاد گویا نیست و ایهام داره: ایرانیا. خوب کدوم ایرانیا؟ دو تا دوست صمیمی؟ دو تا همسایه یا همکلاس که رابطه سلام علیکی دارن؟ یا دوتا غریبه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  • بله متاسفانه در فرهنگ ما تعارف رخنه داره ولی نه به این شوری لااقل تو ذهن و فکر من اینطور نیست و فکر کنم توهمین دو دهه اخیر حداقل تو بطن پایتخت کمتر و کمرنگ تر
    ازقدیم گفتن تعارف اومد نیومد داره
    کاملا درسته
    اینکه ی وقتهایی نخواهیم تعارف کنیم واقعا دور از ادب هست و بنابه هردلیل اگه اومد داشت باید از قبل فکرشو کرده باشیم
    حالا برعکس اینکه تو شرایط مختلفی بهمون تعارف میشه باید به فکر و عقل خودمون رجوع کنیم و بسنجیم لااقل با پذیرشش ازهرکسی خودمونو سبک نکنیم
    داستان اینه…!
  • این که خوبه یا نه برای کسی که تو ایران نبوده میتونه خوب نباشه.
    ولی برای من موضوع دغدغه آوری نیست.
    بخشی از فرهنگ ما شده.
    از این فرهنگهای عجیب جاهای دیگه دنیا هم هست که هند سر دم دارشه.
    در کل تعارف رو بد نمیدونم و جای نگرانی نداره.
  • سلام استاد گرامی روز خوش بله من مطلقا مخالف تارف و این چیزا هستم بهترین کار رک بودن هست و فکر میکنم هرچی طرف ما رک تر باشه کمتر تارفی هست
  • با سلام خدمت استاد بزرگوار.گاهی اوقات تعارف میکنم .ولی نه در حد افراط.این فرهنگ جوری در جامعه جا افتاده ،اگر گاهی اوقات اینکار رو نکنیم ممکنه باعث کدورت و دلخوری مخاطب باشه.
  • سلام اقای ملاباقر عزیز
    لطف کردید متن رو برای من فرستادید، متن جالبی بود اگر این رو هم به حساب منطق درون متن نگذاریم😉
    میدونید با کلیت حرف موافقم.
    ولی چرا همین مردم وقتی یکی اورژانسی خرید داره با میخواد بره دکتر خارج از نوبت، حاضرن طرف درد بکشه ولی در صف جلو نیاد
    و یا به امبولانس راه نمیدن.
    به نظرم بیشتر به همون اشنا بازی ایرانیا برمیگرده و اینکه قانون گریزن و مطلقا نباید اون ها رو به خاطر تعارفات جمع گرا دونست
    البته بدگوبی ها رو بزاریم کنار من در بعضی خطه ها مثل گیلان دیدم که چقدر به مهمان نوازی اهمیت میدن حتی اگر غریبه باشه.. خوشحال میشم بدونم اون ها رو چگونه تصویر و یا توجیه میکنید.
    ارادتمند
  • خوب متاسفانه حقیقتیه که تو فرهنگ ما هست، ولی خوب کنار گذاشتنش هم به نظر من کار خیلی سختی نیست. فکر میکنم ریشش تایید طلبی ما هستش که اگر مهم نباشه برامون که کسی از دستمون ناراحت بشه میشه خیلی راحت کنارش گذاشت. البته در تایید طلبی موارد مختلفی نهفته هست، مثل: نیاز به دریافت نوازش از دیگران، من خوب نیستم، اینکه ادم چقدر خودش رو دوست داره و برای انجام کارهایی که دوست داره وقت بزاره، توانایی نه گفتن، اهمیت به قضاوت دیگران و … که همه اینها به دلیل رفتار نادرست والدین ما ایرانی ها با کودکان ما و نبود اموزش مناسب برای کودکان و والدینشونه.
  • فرهنگ تو باور مردم ریشه داره
    مثه اعتقادات قومی قبیله ای که سینه به سینه از پدر به پسر منقل میشه و در امتداد نسل ها تداوم پیدا می کنه
    فارغ از غلط یا درست بودنش انجام دادنش آدما رو از یه احساس دین درونی رها میکنه و تهش میشه رضایت و خوشحالی درونیشون
    از اونجایی که همه چیز این عالم و خاصه اخلاقیات نسبیه ، پس نمیشه گفت آنچه اینجا با عنوان تعارفات مرسومه و جای دیگه با هر عنوان دیگه ای غلط یا درسته
    مهم اینه که حال آدمی زاد خوب باشه حتی دمی ،حتی وقتی چشم نداره کسی رو ببینه و مجبور به تعارفات میشه و یه لحظه بعد تو دلش به اون طرف بد و بیراه میگه ولی باز احساس رضایت درونی داره در مورد کاری که کرده چون اگه خلافش رو انجام می داد یعنی ، بی محلی می کرد یا خواسته دلشو انجام میداد احساسات منفی مدت بیشتری همراهش می موند
    و بار منفی احساسات منفی از بار مثبت احساسات مثبت دوام بیشتری داره
    چون این سوْال در مورد انسانه پس کلی نمیشه چیزی گفت ، بستگی به باور آدمها و نگرششون به زندگی داره
    در مورد خود من بستگی به حال و احوالم داره . گاهی کاملا استقبال می کنم و گاهی کاملا ازش فرار می کنم
  • این تعارف ها در فرهنگ کشور ما جا افتاده و منظور از آن ، نشان دادن احترام و اررش برای طرف مقابل است که به قول متن اگه نباشه طرف ناراحت هم میشه.
    حال برای تغییر یک آیتم فرهنگی باید شروع کرد و نسل کودک و نوجوان را آموزش های جدید داد
    اما من اسم این تعارفات دروغگویی نمی زارم.
    بهترین محل برای تغییر فرهنگ مدارس و مهدکودک ها هستند.
  • سلام استاد‌‌؛ مادامی که ما خودمان نیستیم و در هر حال نقابی بر چهره داریم و بازیگری می کنیم همین میشود …مثلا در خانه یک شخصیت در هنگام خرید یک شخصیت در محیط کار یک شخصیت و…. ما خود را گم کرده ایم و برای دیگران زندگی می کنیم …حرف وعمل و دلمون یه چیز دیگس
    ما دریک کلام برای حرف مردم زندگی می کنیم
  • بله منم مخالف این فرهنگ هستم.
    فقط این نیست.ما فرهنگ های غلط زیاد داریم.که باید روش کار کنیم و بقیه رو هم به این کار وا داریم که ازین فرهنگ های غلط و اغلبشون خرافاتی، دست بردارن.
  • سلام این فرهنگ احساسی کمی باعث حجب وحیا مشود حداقل در طاهر
  • سلام چی بگم والا.حرف های درستیه ولی این که چالش اصلی فرهنگ ما اینه نمیدونم.تقریبا همه میدونیم که این دیالوگا چه معنی داره و برای همین کسی آسیب نمیبینه.همه بهم میایم!!!!
  • برادر من هم موافقم که آدم بیخود و بیجهت تعارف نکنه
    البته فکر میکنم که اگه ما یاد بگیریم که دروغ دروغه و همه جورش موجب فساده و نباید به هیچ وجه حتی کوچکترین دروغ رو دست کم گرفت اوضاع تا حد زیادی بهتر میشه
  • اگه تعارف یه قرار داد باشه یعنی طرف اول تعارف کنه که احترام بزاره و تعارف دوم هم قبول داشته باشه که این فقط جهت احترام گذاشتنه و به نظر ایراد نمیاد. مشکل از اونجا شروع می شه که دو نفر با دو فرهنگ متفاوت با هم برخورد می کنند
  • سلام من به نظرم الان همینارو هم از دست بدیم دیگه هیچی نمیمونه.
  • با سلام این مساله تعارف در فرهنگ ایرانی جا افتاده و اگر بر خلاف آن عمل کنیم بی ادب جلوه خواهیم کرد، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
    من شخصا تعارف را عامل عقب اقتادگی نمی دانم

****************************************************************************************************************************

پس از آوردن نظرات اطرافیانم،‌ به ذهنم رسید که شاید خالی از لطف نباشد که قسمتی هایی از مطالبی را که درباره “تعارف” در اینترنت موجود است،‌ بیاوریم تا یک طرفه به قاضی نرفته باشیم:

استراتژی زرنگی

… تصور کنید اگر دوستی زنگ بزند و بدون مقدمه چینی سراغ اصل مطلب برود و احوال فک و فامیل را نپرسد و چند بار نگوید :«خٌب، دیگه چطوری؟ بچه ها چطورن؟ دیگه چه خبر؟» و از « بابت مزاحمت» عذر خواهی نکند و اینکه «امیدوارم بی وقت مصدع اوقات نشده باشم» و «توجیه ای» برای زنگ زدن که «راستش دلم براتون تنگ شده بود، گفتم زنگی بزنم»، آنگاه بعد از این تعارفات و زمینه چینی مجاز است بگوید: «می خواستم اگر مایلید درباره ماشین با هم صحبتی کنیم.» داستان منزل هم را «خدمت شما عزیزان عرض کردم!!» فقط تصور کنید میزبان شما را تنها با یک جمله به «نوشیدنی» دعوت کند و شما هم بگویید «نه. ممنونم» و میزبان هم آن را جدی گرفته و فقط از خودش پذیرایی کند!!! استقبال و مشایعت هم نکند! آیا اینها نشانه این نیست که بین شما چیزی شکر آب شده است؟ اگر هم نبوده بعد از آن حتمآ خواهد شد!!….

… در ایران افراد نه تنها به فرد بلکه به خانواده و دوستان دور و نزدیک او نیز تبریک می گویند. به مثال زیر توجه کنید:

علی: حسن آقا قبولی برادر زاده تان مبارک. از قول من به همه تبریک بگید. ضمنآ شنیدم دوستت، آقا تقی هم ماشین خریده است. خب، مبارک باشه!

در حالیکه در فرهنگ بریتانیایی عموماً تنها به فردی که مخاطب اصلی است تبریک گفته می شود. برای یک بریتانیایی معنا ندارد چیزهایی که مستقیماً به او ارتباط ندارد، مثل موفقیت برادرزاده و خواهر زاده یا دوستانش را تبریک بگوییم…

… موقعیت ها و مناسبت هایی که ایرانیان تبریک می گویند بسیار متنوع تر و گسترده تر از بریتانیایی ها است. ما معمولاً به مناسبت های بسیار جزئی مانند خرید کفش، پیراهن و اصلاح سر و صورت تبریک می گوییم! در حالیکه بسیاری از موقعیت ها در فرهنگ بریتانیایی «عرصه شخصی» تلقی می شود و دیگران، حتی پدر و مادر و فرزندان حق اظهار نظر و ورود در آن را ندارند. به مثال زیر توجه کنید:

علی آقا: به به. مبارک حس آقا، مبارک. خیر انشالله. به سر و وضع رسیدی؟

حسن آقا: خیلی ممنون. شلوار نو شما هم مبارک!

اگرچه در امور مهم مثل خرید خانه، بریتانیاییی ها هم تبریک می گویند، اما عموماً خرید و فروش وسایل زندگی و آرایش جزء «عرصه شخصی» است…

… اما از آنجا که افراد نوعی تمایل به «قوم مداری» دارند می توان تبیین عامیانه تفاوت فرهنگ تعارف را اطلاق «بی ادب تر بودن» بریتانیایی ها و مودب تر بودن ایرانی ها دانست، چرا که تفاوت ها ظاهرآ از چنین چیزی جکایت می کند. اما این «قضاوت» یک تبیین نادرست است زیرا هیچ گروه و جامعه انسانی نمی تواند جز در چارچوب روابط متقابل پسندیده و احترام آمیز به حیات خود ادامه دهد. از اینرو رفتار مردم بریتانیا نسبت به یکدیگر همانقدر مودبانه است که ایرانیان تعارفات خود را مودبانه می دانند…

… به اعتقاد بیمن دو حوزه گسترده تقابل فرهنگی نمادین در زندگی ایرانی نقش اساسی ایفا می کند: اول تقابل میان «درون» و «بیرون»، دوم، تقابل میان «سلسله مراتب» و «برابری»…

… تعارف نوعی استراتژی زرنگی است که در آن طرفین به نحوی برای تامین بهتر و موثرتر کردن تعامل در راستای منافع خود تلاش می کنند …

… به اعتقاد بیمن یکی از اصول “ارتباط” اجتماعی در ایران این است که در جریان ارتباط دو فرد شکل پیام (آنچه گفته می شود) و محتوای آن (آنچه منظور گوینده است) را نمی توان با معیار واحدی سنجید. به عبارت دیگر، نباید منظور گوینده را از معانی واژگانی که به زبان می آورد فهمید، بلکه معنای آن بر اساس تفسیری که طرفین می کنند معلوم می شود. ایرانیان روزانه بارها «قربان یکدیگر می روند» در حالیکه ممکن است حتی با یکدیگر خصومت عمیق داشته باشند. عباراتی در زندگی روزمره بکار می برند که معنای آن را تنها خودشان می فهمند، نه ناظر بیرونی …

به اعتقاد بیمن اصل دیگر ارتباط اجتماعی در ایران «عدم اعتماد» است. عدم اعتماد اجتماعی فرایند زرنگی در تعامل را تشدید و به پیچیده تر شدن ارتباط می انجامد. تعارف استراتژی برای ابراز و در عین حال کتمان عدم اعتماد اجتماعی افراد به یکدیگر است.

راون و لینسون استدلال می کنند که در هر تعامل اجتماعی این خطر وجود دارد که آزادی فرد محدود شود زیرا در جریان تعامل طرفین “انتظاراتی” از یکدیگر خواهند داشت که فرد را ناگزیر می کند در جهت خاصی رفتار کند. تعارف و رفتار مودبانه، استراتژی هایی برای کاهش این انتظارات است. یعنی فرد با زبانی نرم و دوستانه از پذیرش چیزهای که او را زیر دین و منت دیگری قرار می دهد، سرباز می زند.

برگرفته از:

تعارف ایرانی

ببین تعارف نکنی ها من اصلاً تعارفی نیستم!

… تعارف سه ویژگی دارد که عبارتست از اختیاری بودن، چگونگی استفاده از آن و هدف از کاربردش …

براساس پژوهش انجام شده بیشتر مردم ایران اذعان داشتند که استفاده از پدیده تعارف در ایران در حال تغییر است و این تحول به دلیل مسائل مختلفی مثل جهان‌سازی، تجدد و شهرنشینی اتفاق افتاده است؛ خصوصاً جوانان شهرنشین امروز از تعارف فرار می کنند و می گویند که تعارف یک پدیده الکی است که زمان زیادی هم می‌برد و جالب اینکه این روزها اصطلاح «من تعارفی نیستم» هم تبدیل به یک تعارف شده است، مثلاً همه شما خیلی زیاد مواردی را دیده اید که فرد می‌گوید: «ببین تعارف نکنی ها من اصلاً تعارفی نیستم.» در صورتیکه همین عبارت خودش تعارف است. در واقع به مرور زمان هدف تعارف تغییر نکرده ولی شکل و چگونگی آن تغییر کرده است.

پیش از اسلام کتاب «خدای نامک» و پس از اسلام کتابهای « سیاست‌نامه» و «قابوس نامه» مطالبی درباب ادب و تعارف دارند، در عصر حاضر هم کتابهای «ادب الهی»، « تادیب نفس» و « آداب معاشرت برای همه» موجود است ولی نکته مهم این است که به غیر از  «آداب معاشرت برای همه» سایرکتابها، مذهبی و ترجمه هستند و این موضوع نشان‌ می‌دهد که موضوع تعارف جا برای کارکردن دارد.

 … نتایج بدست آمده نشان داده که تعارف کمتر از اندازه نوعی بی ادبی تلقی می‌شود و تعارف بیش از اندازه خسته کننده است ….

برگرفته از:

تعارف؛ ابزاری برای تنظیم روابط اجتماعی است

حکم قابل تاملی فردی راجع به تعارف های بی جا و دروغین

حکم تعارف های بیجا و دروغین چیست؟ به عنوان مثال : الف- به ما شیرینی تعارف می کنند و ما با اینکه میل به خوردن شیرینی داریم و دوست داریم که از آن بخوریم می گوییم (( نمی خواهم ، ممنون )) ب- در آخر شب کسی از افراد فامیل درب خانه ما حاضر می شود و ما با اینکه برای دعوت و پذیرایی او آماده نیستیم و حتی مائل نیستیم که وارد منزل ما شود به او می گوییم (( بفرمایید داخل در خدمتتان باشیم ))
در هر دو فرض تعارف اشکال ندارد . ولیکن بر آن مهمان اگر بداند که شما راضی نیستید و مأخوذ حیاءً هستیدجایز نیست وارد شود.

برگرفته از:

حکم تعارف‌های بی‌جا و دروغین چیست؟

حکم تعارف های بی جا و دروغین چیست؟

چرا در هنگام غذا خودرن تعارف نمی کنید؟

 … یک روز از ایشان [آیت الله بروجردی] سؤال کردیم که چرا در هنگام غذا خوردن تعارف نمی کنید؟
پاسخ دادند: «در تمام مواقع خوف آن دارم که تعارفم دروغ باشد و خدای ناکرده جزء دروغگویان محسوب شوم؛ چون افرادی که هنگام غذا خوردن بر من وارد شده اند، یا می دانستم که غذا خورده اند و در این صورت تعارف کردن معنایی نداشت؛ یا احتمال می دادم غذای مرا نپسندند و یا اینکه غذای موجود فقط به اندازه خودم بوده و من هم بی اندازه گرسنه بوده ام.
به هر حال چون احساس می کنم در این گونه موارد تعارف بنده معنایی ندارد و شائبه دروغ نیز به آن وارد است، از تعارف خودداری می کنم…

 … رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بین گرسنگی و دروغ جمع نکنید. اسماء گفت: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) اگر چیزی را که به آن میل داریم و بگوییم میل نداریم، آیا دروغ شمرده می شود؟! فرمودند: به درستی که دروغ در نامه عمل ثبت می شود هرچند کوچک باشد….

 …. تا اینکه به درب خانه ی امام رسیدند، امام( علیه السلام) بدون اینکه به آن شخص تعارف کنند از او جدا شده و وارد خانه شدند، در این هنگام اسماعیل به حضرت عرض کرد: ای پدر چرا به آن شخص تعارف نکردید و نفرمودید داخل منزل شود؟! حضرت فرمود: آمدنش در خانه موردی نداشت (یعنی آمادگی پذیرش او را نداشتم) اسماعیل گفت: اگر تعارف می کردید او خودش نمی آمد. حضرت فرمود: دوست ندارم که خداوند نام من را جزء کسانی ثبت فرماید که در تعارف زیاده روی می کنند. (یعنی تعارف های دروغین می کنند) ….

برگرفته از:

تعارف در اخلاق اسلامی

جان من این غذارو نخوری نمیشه!

… جملاتی از قبیل: “فدات شم،” “قربونت برم،” “دورت بگردم،”… بسیار دیده می شود … این نوع جملات بسیار به ندرت حس واقعی گوینده را منتقل می کند و مخاطب به وضوح می داند که تعارفی بیش نیست …

اصطلاحاتی مانند: “نوکرتم،” “چاکرتم،” “مخلصتم،” “غلامتم،”… طبیعی است که فرد گوینده این اصطلاحات هیچگاه در مقام عمل در این سطح از ارادت قرار نخواهد گرفت که مثلا نوکری یا غلامی طرف مقابل را انجام دهد و اگر به آن فکر کنیم اینگونه محاوره حالتی مزاح گونه دارد تا ابزاری برای انتقال خلوص نیت افراد.

وقتی به میهمانی دعوت می شوید، میزبان با تعارف های مکرر هنگام صرف غذا، میوه و شیرینی و غیره شروع به پذیرایی از مهمانان می کند و گاهی این کار را آنقدر افراط گونه انجام میدهد که موجب رنجش و ناراحتی دیگران می شود. تعارفات افراط گونه در محیط کار و اماکن عمومی هم به وفور دیده میشود و زمانی به نامطلوب ترین سطح خود میرسد که با قسم دادن طرف مقابل همراه میگردد: “مرگه من اول تو برو،” “جان من این غذارو نخوری نمیشه،”…

برگرفته از:

از این ۶ تعارف هرگز استفاده نکنید!

تعارف شاه عبدالعظیمی
 … اگر کسی از ساکنان شهر ری کراراً در مقام دعوت از زایر تهرانی بر می‌آمد و تعارف می‌کرد به اصطلاح معروف می‌گفت «تو را به این حضرت شب را در منزل بنده بمان»، پیداست که چون دعوت‌شونده ناگزیر از مراجعت بود بنابراین تعارف آن شاه عبدالعظیمی جنبه عملی نداشت و نمی‌توانست مورد قبول تهرانی واقع شود…
بیشتر ملت تاجرى بوده ایم تا تولید کننده
 … ملموس ترین تعارف ها میان رئیس و مرئوس است. آنها هر دو کجدار و مریز با هم کار مى کنند. به جاى این که مستقیم با هم صحبت کنند، کوتاه مى آیند. به عبارتى، رئیس و مرئوس هردو فقط مى خواهند یکدیگر را نگه دارند. این روش به ضرر همه تمام مى شود. از سوى دیگر، موضوع سفارش پیش مى آید. بعضى از مدیران از روى تعارف مجبورند براى کسى کارى درست کنند و فرد معرفى شده را سر آن کار بگذارند. از این رو چه بسا فردى که شایستگى لازم را ندارد از روى تعارف جایى قرار مى گیرد که شایستگى اش را ندارد. این آدم مى تواند محیطى را فاسد کند…
 … اهمیت روابط موجب مى شود تا افراد براى مستحکم کردن روابطشان هدیه هاى گران قیمت به دیگرى بدهند و یاکسى را به شام و ناهار دعوت کنند تا اصطلاحاً او را نمک گیر کنند …
در کشورهاى پیشرفته در درجه اول مى کوشند میان شهروندان این تفکر را جا بیندازند که هرکسى باید بتواند احساساتش را به درستى بیان کند. چه این فرد رئیس باشد و چه مرئوس، باید حرفش را رک بگوید… مشکل اصلى این است که ما ایرانى ها حفظ رابطه را به نتیجه ترجیح مى دهیم. گاهى به جایى مى رسیم که مى بینیم زیاد با طرف کنار آمده ایم و یک دفعه رابطه را کاملاً قطع مى کنیم و این ماجرا نتیجه منفى دارد.
آنها [مردم در کشورهای پیشرفته] که با هم تعارف ندارند ولى اتحادیه هاى قوى دارند. آنها ضابطه دارند و همه طبق ضابطه رفتار مى کنند. آنها یاد گرفته اندکه نباید از فرمان رئیس سرپیچى کنند و رئیس هم طبق مقررات رفتار مى کند و مقررات را مو به مو اجرا مى کند. در حالى که ما آموخته ایم رابطه قوى داشته باشیم، خوب رفیق شویم، رگ خواب طرف را به دست بیاوریم، طرف را نمک گیر کنیم و … تامنافع مان را تأمین کنیم و یا مانع از این شویم که با ضابطه با ما برخورد شود. براى رسیدن به این هدف ها هم به تعارف متوسل مى شویم.
تعارف به تدریج در تهران کم و کم تر مى شود. ولى در بسیارى از شهرستان ها به قوت خود باقى است
یکى از دلایلى که ما این قدر با هم تعارف داریم این است که بیشتر ملت تاجرى بوده ایم تا تولید کننده و اصل در تجارت مردم دارى است و ما تعارف را یکى از روش هاى مردم دارى مى دانیم.
برگفته از:
به خدا پول نمی گیرم!

عبدالرحمن بن حجاج می‌گوید: همراهِ امام صادق علیه السلام غذا تناول مى‌کردیم که سینىِ پلویى برایمان آوردند. ما با کُندى مى خوردیم. فرمود: «نشد! با محبّت‌ترین شما نسبت به ما‌، کسى است که نزد ما بهتر (راحت‌تر) بخورد‌. وی افزود: با این حرف، من ریزه‌هاى سفره را هم برداشتم و خوردم. امام فرمود‌: «‌حالا شد‌»

البته گاهی انسان «حیا» می‌کند، این دیگر نامش «تعارف» نیست. مثلاً حیا می‌کند که به میهمانش بگوید: دیگر ساعت و میزان میهمانی و پذیرایی تمام شد، باید بروی تا من به سایر کارها یا استراحتم برسم…

 … متأسفانه فرهنگ تعارفات دروغ بین ما بسیار رواج دارد. به عنوان مثال:

*- دوست یا همکارش را درب منزل دیده و قسم می‌خورد: «به خدا اگر نیایی تو، ناراحت می‌شوم»، در حالی که خودش هم می‌داند که اگر تو بیاید ناراحت می‌شود، چرا که نه خودش و نه خانواده‌اش اکنون آمادگی پذیرایی میهمان را ندارند.

*- یا لباسی که خریده را به قوم و خویش یا دوستش نشان می‌دهد و او نیز تعریف کرده و می‌گوید: «مبارک است»، اما این دست بر نمی‌دارد و اصرار پشت اصرار که «این را تو بردار و اگر برنداری، ناراحت می‌شوم»، در صورتی که می‌داند کلّی پول این لباس را داده و اگر او بردارد، بدجوری دلخور و از تعارفش پشیمان می‌شود.

*- وارد فروشگاه می‌شوید و کالایی را انتخاب می‌کنید و قیمت می‌پرسید، فروشنده نیم ساعت آیه و قسم می‌خورد که اصلاً قابل شما را ندارد و پول نمی‌گیرم. در حالی که دروغ می‌گوید، مغازه را باز کرده که جنس بفروشد و پول بگیرد…

 … یکی از هم وطنان، پس از چندین سال زندگی در اروپا و دوری از وطن، به کشور باز گشته بود. برای خرید لباسی وارد فروشگاه (بوتیکی) شد، لباس را دید، پُرو کرد و برداشت. از فروشنده پرسید: چقدر باید بدهم؟ او نیز طبق تعارفات دروغ و معمول، اصرار می‌کرد که بخدا پول نمی‌گیرم، قابل شما را ندارد، اصلاً این هدیه من به شما و … – خلاصه طرف یکی دوبار به حساب تعارف و احترام گذاشت و اصرار کرد، اما وقتی اصرار فروشنده را دید، خُب باور کرد و لباس را برداشت و خارج شد. قدمی بر نداشته بود که فروشنده با اخم‌های در هم کشیده و صدای خشن و لحن بد، جلوی همه مشتری‌های فریاد زد: خانم کجا می‌ری؟ نمی‌خواهی پول لباس را بدهی؟! خریدار گفت: خودت اصرار کردی که این یک هدیه است! فروشنده گفت: حالا ما یک تعارفی کردیم، شما باید لباس را بردارید و راه بیافتید – من چه آشنایی با شما دارم که به شما هدیه بدهم؟! …

برگفته از:

آیا در احادیث و روایات، درباره تعارف کردن مطلب یا دستورالعملی داریم؟

نه، میل ندارم!
… ریشه تعارف فرهنگی و اجتماعی همان تعارف مصطلح قرآنی است که به شکل فرهنگ در میان ایرانیان مسلمان جا افتاده است. در حقیقت همان‌طوری که اختلاف نژادی و قبیله‌ای اسباب شناخت ملت‌ها برای همکاری و شناخت ظرفیت‌ها برای تعاون و امور دیگر است، تعارف فرهنگی اجتماعی مصطلح نیز اسبابی است برای شناخت و ظرفیت‌شناسی و ظرفیت‌سنجی همراه با نوعی تکریم و احترام به دیگری…
… پس تعارف در مصطلح فرهنگی و اجتماعی ایرانیان مسلمان فی نفسه عمل صالح و کردار نیک به شمار می‌آید مگر آنکه با امور زشتی چون ریا و دروغ و چشم و هم‌چشمی و تجمل‌گرایی و مانند آن همراه شود که در این صورت همانند هر کار خیر و نیک و عمل صالحی چون نماز و انفاق و احسان، بی‌ارزش و باطل و غلط و حرام خواهد بود.
برخی گمان می‌کنند به دلیل مصلحتی، می‌توانند تعارف دروغین داشته باشند؛ زیرا اگر تعارف نکنند ممکن است نشانه‌ای از بی‌ادبی باشد و یا طرف مقابل ناراحت شود و روابط مخدوش شود یا در آینده برایش مشکلی ایجاد کنند درحالی که انسان نمی‌تواند هر جایی به تشخیص خویش به عنوان مصلحت‌سنجی، دروغ مصلحتی بگوید و تعارف بیجا و دروغین داشته باشد درحالی که در دلش غیر آن است.
از نظر اسلام دروغ حتی به شوخی جایز نیست و دروغ مصلحتی فقط و فقط در جایی است که برای اصلاح اختلاف میان دو نفر یا نجات جان کسی یا عرض و ناموس شخصی باشد. گاهی در موارد کم‌اهمیت زندگی روزمره، ممکن است دروغ گفتن ساده انگاشته شود. مثلا از ما بپرسند: آیا به فلان غذا میل داری؟ و ما به دروغ بگوییم: نه، میل ندارم.
بنابراین تعارف دروغ به سبب آنکه با دروغ آمیخته شده جایز نیست و باید ترک شود؛ نه اینکه اصل تعارف باطل و غلط است، بلکه اصل تعارف شیوه رفتاری مناسب مبتنی بر فرهنگ قرآن و آداب اجتماعی آن است؛ ولی آنچه ماهیت تعارف را دگرگون می‌کند همین دروغی بودن آن است.
… روزی مرحوم علامه [سیدمحمدباقر درچه‌ای] سرحال بود. به قصد مزاح، عرض کردم: «آقا! چرا روزی که پختنی در کار است تعارف نمی‌کنید؟ سرتان را به زیر می‌اندازید و تا آخر میل می‌فرمایید؟»
آقا با صدای بغض‌آلود فرمودند: «روزی که غذا ماست و آب‌دوغ است، می‌شود تعارف کرد؛ چون معمولا مقداری ماست و دوغ و آب همیشه فراهم است. اگر چند نفر هم بعدا اضافه شوند، مشکلی پیش نمی‌آید. برای همین است که نمی‌گویم برای خودت هم بگیر؛ ولی روزی که آبگوشت می‌خواهی بخری، می‌گویم برای خودت هم بگیر؛ اگر گرفتی که فبها و اگر نگرفتی، پس غذایی که می‌گیری، غذای یک نفر است و فقط یک نفر می‌تواند آن را بخورد.
من حتی اگر به تعارف بگویم: بفرمایید، زبانم با قلبم دو تا می‌شود و من این کلام را نخواهم گفت.»
علامه در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده و برگونه آمده بود، اضافه فرمودند: «اگر تعارفی بکنم، دروغ گفتم و کلام خلافی بر زبان رانده‌ام؛ چون پر واضح است که زبانم با قلبم دو تا شده.»
 … مثلا شخصی که دائما عبارت قربانت شوم را در تعارف به کار می‌برد، در مقام عمل حاضر نیست کوچک‌ترین ایثار را برای طرف مقابل انجام دهد. یک مسلمان معتقد هرگز کلماتی بر زبان نمی‌آورد که غیرقابل اجرا و دور از واقعیت و عقل و منطق باشد…
… یکی از دوستان نقل می‌کرد چند سال پیش با اتوبوس عازم شهرستان بودم. چند ساعت که گذشت با مسافر بغل‌دستی آشنا شدم و پس از گپ‌ و گفت‌وگو دوست شدیم. موقع پیاده شدن در مقصد، به او تعارف کردم: بفرمایید برویم منزل و او هم بلافاصله پذیرفت. من که آمادگی پذیرش او را نداشتم و از اینکه او به تعارف‌ زبانی من پاسخ مثبت داده بودم ناراحت بودم، با هم تا نزدیکی یک مسافرخانه رفتیم. جلوی آن به او گفتم اینجا بایست تا من بیایم و این چنین بود که او را در آنجا رها کردم و از محل دور شدم…
برگرفته از:
مرز بین حقیقت و دروغ

… آنچه امروز بین ما ایرانی ها رایج است و جزیی از سبک زندگی ما را تشکیل می دهد، تعارفاتی هستند که بسیاری از آنها ممکن است دروغ باشند. این اخلاق به قدری فراگیر شده که مرز بین حقیقت و دروغ از بین رفته است. گاهی تعارف ریشه در احترام به دیگران دارد که نه تنها بد نیست، بلکه در متون دینی ما به آن سفارش شده است…

… این امر با آگاهی از نیاز میهمان و حتی آگاهی به عدم امکانات میزبان امکان پذیر است و با این که شخص نه امکانات خودش را می داند و نه نیاز میزبان را و فقط بر اثر عادت به دیگری تعارف می کند او هم می پذیرد و چندان نیازی هم به میهمانی دادن ندارد و نتایج سویی را به دنبال می آورد، فرق بسیار دارد. به این مشکل بیفزائید این مسئله را که میهمان مراعات وقت و امکانات صاحیخانه را هم  نکند که علاوه بر پیامد اقتصادی، نظم زندگی میزبان را هم به هم می زند…

برگرفته از:

زندگی بی تعارف

تو را به خدا، جان بچه‌ام یک کفگیر بیشتر بخور‍!

 … از دست خودم عصبانی شدم که چرا این قدر تعارفی هستم. می‌توانستم به همسایه تعارف نکنم که به داخل بیاید … انگار همه ما ایرانی‌ها ذاتا تعارفی هستیم و این غل و زنجیر تعارفات دردسرهای بزرگی را برای‌مان درست می‌کند …

… اصولا تعارف کردن با ذات ما ایرانی‌ها گره خورده است. بیشتر ما ایرانی‌ها مردمان صریحی نیستیم و با انواعی از ابهام در رفتارمان با یکدیگر تعامل برقرار می‌کنیم

… هر چه‌قدر هم خسته باشیم نمی‌توانیم به دوستی که تا مسیری همراه ‌ما بوده بگوییم خداحافظ و سپس راحت و آسوده به خانه برویم و کمی بخوابیم چون فکر می‌کنیم اگر به او تعارف نکنیم به خانه‌مان بیاید اولا بی‌احترامی بزرگی به او کرده‌ایم و در ثانی او حتما ناراحت می‌شود. خلاصه اینکه نگران قضاوت او هستیم تا آرامش خودمان …

… اسباب‌بازی کودک‌مان را به بچه آنها تعارف می‌کنیم و اشک و آه فرزند خودمان را در می‌آوریم و آنچه متعلق به اوست، می‌بخشیم که رسم تعارف را رعایت کرده باشیم!!….

… ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم این شیوه رفتاری و تعارف و اصرارها در مفهوم محبت کردن است: «تو را به خدا، جان بچه‌ام یک کفگیر بیشتر بخور‍!»، «اگر امشب به خانه‌مان نیایی ناراحت می‌شوم»، «قربان، مخلص شما هستم هر کاری دارید بگویید انجام دهم.» هر چند که در برخی موارد این رفتارها باعث گرمای عاطفی و ایجاد محبت و دوستی در روابط می‌شود اما تعارفی بودن ما معایبی هم دارد. بارزترین عیب آن، صراحت نداشتن و ناواضحی روابط ماست. اصولا چون ما در تعاملات خود با پرده‌ای از ابهام رفتار می‌کنیم و انگار در مه حرکت می‌کنیم، متوجه نمی‌شویم آیا واقعا طرف مقابل ما را دوست دارد و از اینکه با او هستیم احساس رضایت می‌کند یا نه! نمی‌دانیم آیا واقعا همکارمان تمایل دارد به او زنگ بزنیم و ارتباط تلفنی‌مان را ادامه بدهیم یا نه! آیا او از صمیم قلب می‌گوید که مشتاق شنیدن صدایت بودم یا تعارف می‌کند … این احساس ناخوشایند که طرفین تعارف بر خود تحمیل می‌کنند، باعث می‌شود رابطه‌شان آسیب ببیند و به مرور زمان اصل رابطه زیر سوال می‌رود.

لازم نیست با کسانی که حکم بیگانه و غریبه دارند باب تعارف را باز کنید و جلوی در آسانسور یا تاکسی بایستید و به هم تعارف کنید که «نه قربان، شما بفرمایید!»، کافی است به حقوق و شخصیت دیگران احترام بگذاریم چون احترام گذاشتن به دیگران در واقع ارزش قایل شدن برای خودمان است. صاحب ادب، اول خودش از ادب‌اش بهره‌مند می‌شود، بعد دیگران.

اگر در آن قسمت تعارف را کنار نگذارید و به صراحت نگویید که این رابطه به شما آرامش نمی‌دهد و نیاز به بازبینی دارد، به شدت آسیب خواهید دید. امروز از ترس اینکه مبادا طرف مقابل شما هر که باشد، از دست‌تان کمی ناراحت نشود به او نمی‌گویید لطفا مدتی به من اجازه بده با خودم خلوت کنم و سپس با تو تماس بگیرم، ولی در عوض تلفن‌هایش را به سردی پاسخ می‌گویید و برای ارتباط با او امروز و فردا می‌کنید. به همین دلیل او نه تنها بسیار ناراحت می‌شود بلکه رابطه‌تان هم زیر سوال می‌رود.

برگرفته از:

معضل تعارف کردن ایرانیان

احوال پرسی ایرانی ها

سلام … احوال شما؟ سلام… خوب هستین؟

قربون شما… خانواده خوبن؟

شما خوبین؟ بچه ها خوبن؟

قربون شما… دست بوسن…

ممنون به مرحمت شما…

میوه بفرمایید…

زحمت نکشین…

چه زحمتی…

بفرمایید تو رو خدا…

ممنون صرف شده…

تعارف می کنینا…

به خدا نمی تونم دیگه… تعارف نمی کنم…

حالا شیرینی بفرمایید… کوچیکه…

چایی بفرمایید…

دست شما درد نکنه زحمت نکشین…

اختیار دارین… ببخشید دیگه…

سلام برسونید…

از قول من دختر گلتون رو ببوسین…

فداتون بشم…

قربان شما…

خیلی ممنون…

دست شما درد نکنه…

زحمت کشیدین…

لطف کردین…

منت گذاشتین…

شرمنده کردین…

فداتون بشم…

قربونتون برم…

تعارف نکن آقا تعارف نکن…! مهمونت معذبه… بابا بدبخت جا نداره دیگه… د اصلا گوش می کنی طرفت چی داره میگه؟!

عید نزدیکه… بیایم به خودمون و مهمونامون لطف کنیم انقدر تعارف نکنیم… حیف این همه انرژی که صرف حرفایی میشه که اصلا طرف گوش نمی کنه! فقط حرف خودشو میزنه!

برگرفته از:

احوال پرسی ایرانی ها تعارف نکن آقا تعارف نکن…!

در صورتی هم که تمایل دارید مقاله ای خوب در مورد تعارف بخوانید،‌مقاله “تعارف در فرهنگ مردم ایران” نوشته “شایلی علیرضایی” را ژیشنهاد می کنم که می توانید فایل آن را از اینجا دانلود نمایید.

در نهایت خوشحال میشم نظر شما را در مورد تعارف بدونم 🙂

این نوشته را چگونه ارزیابی می کنید؟
  • عالی 
  • جالب 
  • مفید 
  • خسته کننده 
  • به درد نخور 

به اشتراک‌گذاری این مطلب


این هم ببینید:

چک لیستی برای پیچوندن آدما

چک لیستی برای پیچوندن آدما!

همه‌مون انسانیم و برای همه‌مون مشکل پیش میاد. مسئله وقتی پیش میاد که این مشکل ها تبدیل می‌شه به بهونه‌هایی برای پیچوندن افراد! لیستی از این موارد رو ...

یک نظر

  1. با سلام خدمت شما
    بنده با تعارف به شدت مخالف تعارف هستم و به نظر من در بسیاری از موقعیت ها تعارف چیزی بیش از دروغ نیست. اغلب افراد خانواده ی من هم اینگونه هستند. من در بسیاری از این مواقع دیده ام که فردی تعارف می کند و اگر شخصی ان را قبول کند فرد پر رویی تلقی می شود و اگر شخص تعرف نکند شخصی خسیس! ولی به نظر من نظر مردم مهم نیست و به قول معروف در دهن مردم رو نمیشه بست پس بهتره به جای اینکه پایه ی زندگیون رو بر اساس رضایت مردم بسازیم بر اساس رضایت ، راحتی و میل خودمون بسازیم.
    موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *